
.: راه اندازی لینک باکس :.
درسته که ما مخاطبای ثابت و گلی داریم که وجودشون در این وب به ما دلگرمی میده اما برای راه اندازی یک وب قدرتمند و خوب نیاز به حمایت های بیشتر هواداران امیر قلعه نویی که تعدادشونم کم نیست داریم به همین منظور لینک باکسی رو راه اندازی کردیم تا هم کمکی به بیشتر دیده شدن وبسایت هواداران امیر قلعه نویی کرده باشیم و هم کمکی به بهتر دیده شدن وب های دوستان.شیوه کار این لینک باکس اینگونه است که شما کد لینک باکس رو در مکانی مناسب در وبلاگ یا وبسایت خودتون قرار میدهید و لینک خود را برای ما ارسال میکنید تا ما لینک را در لینک باکس قرار دهیم این رو هم بگم که شما میتونید فقط یک لینک ثابت و به طور نامحدود لینک روزانه ارسال کنید.کد لینک باکس رو هم میتونید با کلیک بر روی لینک زیر دریافت کنید.
دوستان عزيز. طراحي سايت كارهاي نهايي خودش رو داره سپري ميكنه و ما از فردا يا پس فردا رسما فعاليت خودمون رو از همونجا شروع ميكنيم. اين پست آخرين فعاليت رسمي اين وبلاگ خواهد بود و مربوط ميشه به پيش بيني شما از دو بازي حساس استقلال-پرسپوليس سپاهان-سايپا .
انشاا... به زودي از خجالتتون در ميايم. استقلال-ابومسلم سپاهان-صباباتري
www.ghalehnoei.ir در دسترس شما عزيزان خواهد بود. طي 2-3 روز آينده همچنان در همين مكان به فعاليتمون ادامه ميديم تا به طور كامل منتقل بشيم. لطفا هر چه سريع تر نسبت به ثبت نام در سايت اقدام نماييد. در صورتي كه كسي از نام كاربري شما سو استفاده كرد و زودتر از شما آن را به ثبت رسانيد، موضوع را به ما ايميل كنيد: ايميل من: saeid_ronaldo67@yahoo.com
استقلال-استيل آذين سپاهان-ملوان
مژده مژده. نظر به استقبال شما مخاطبين عزيز از اين وبلاگ كه در طول اين 18 ماه همواره پشتيبان و يار و ياور ما در راه هواداري و هواخواهي از يك چهره محبوب و موفق كه دچار بي مهري ها و ناحقي هاي زيادي گشته است و به منظور آفزايش كارايي و آزادي عمل در راه خدمت رساني ما به شما عزيزان: سايت هواداران ژنرال امير قلعه نویي به مناسبت عيد سعيد فطر. در اين روز فرخنده رسما افتتاح خواهد گرديد و فعاليت خود را آغاز خواهد كرد. منتظر سورپرايز هاي ويژه اي كه در اين زمينه براي شما در نظر گرفتيم باشيد.
جدول ليگ پيش بيني بازيهاي استقلال 8 امتياز عبدالرضافرتوک نژاد ---- 7 امتياز اکرم آبید-s.s ---- 6 امتياز puria-نیما-سعيد رضي پور- 5 امتياز 4 امتياز --------------- محمدحسین خلیلی-artoOr_talebloo جدول ليگ پيش بيني سپاهان 7 امتياز سعيد رضي پور-s.s ------------------------ 6 امتياز puria ----------- 5 امتياز سردار ( حامد )-عبدالرضافرتوک نژاد- ----------- اکرم آبید-گروه فداییان امیرخان- حمیدزضا خواجه-مهرداد محمد صادق محققي- محمد-حمیدرضا خواجه ----------------------------------- 3 امتياز اميرحسين ----------------------------------- لطفا پيش بيني خودتون رو از بازيهاي زير بنويسيد استقلال-تراكتورسازي سپاهان-پاس
----------------------------------
3 امتياز
محمد صادق محققي-سلیم-سالار-عماد موسوی
------------------
---------------
هليا
_____________________________________________________________________________
2 امتياز
سلیم- محمدحسین خلیلی
محمدرضا فراهانی---مائده-عماد موسوی-artoOr_talebloo
------------------------------------
1 امتياز
محمد رضا-مهران-امين-مازيار-شجاع دل
دوستان عزيز. خواهشا از اين پس در نظرات گرانبهايتان ايميل اختصاصي خود را هم وارد كنيد. به يك سري دلايل كه بعدا خدمتتان عرض ميكنيم
مساله این است ... بيش از چند ماه از آن روز نميگذرد. محمد مايلي كهن دست به سينه در جايگاه ويژه نشسته است و يك لحظه تصويرش روي اسكوربرد حك ميشود. عحيب نبود. خودش ميدانست شخصيت محبوبي نيست. ميدانست برخلاف استقلالي ها كه شخصيت كم كار و پر ادعايشان كه هنر خود را به جاي مستطيل سبز، در مصاحبه هاي جنجالي و تيتر دادن به روزنامه ها گير دادن به اين و آن نشان ميدهد، و البته بسيار هم محبوب است، متاسفانه هيچ كس اورا دوست ندارد. ****
به خوبي ميداند شايد با گير دادن به امثال پروين و حجازي و دايي و قلعه نوعي، حضور خود را به عنوان يك چهره شاخص در مطبوعات حفظ كرده باشد. ولي جايگاه و منزلتي ندارد.
عجيب نيست. تصوير اسكوربرد روي او زوم ميشود. آرام و دست به سينه. چيزي كه انتظارش را داشت و ميدانست بلاخره رخ ميدهد رخ داد. ورزشگاه يكپارچه عليه او شعار دادند. شايد اين فرياد، بغض كهنه اي بود كه بابت تمام بي توجهي هايش به ستاره هاي استقلالي در زمان تصدي سرمربيگري تيم ملي و نابود كردن استعداد هاي نابي مثل منصوريان-يزداني-اكبرپور و... كه هركدام به جد ميتوانستند با گرفتن حقشان در تركيب ثابت تيم ملي، جزو لژيونر هاي مطرح اروپايي كشورمان شوند و افتخار آفريني كنند، زير پوتين هاي لنگي پرستي آقاي سرمربي له شدند و فضا و ميدان تا دلتان بخواهد به امثال شاهرودي و ميناوند و نكيسا و... تعلق گيرد.
ورزشگاه عليه او شعار ميداد و او همچنان دست به سينه. شايد مشغول كشيدن نقشه اي بود كه بعد از بازي آن را اجرا كرد. و شايد هم از قبل چنين قراري بود و او منتظر.
بازي تمام شد و گل پيام دار ياران مايلي كهن كه قرار بود مانع قهرماني شاگردان امير شود در ثانيه هاي پاياني هواداران را شوك زده كرد.
بازي تمام شد.
از فرداي آن روز بيانيه هاي سريالي بود كه عليه امير، همان كس كه مقصر اصلي شعار ها قلمداد شده بود كليد خورد.
وارد شدن ادبياتي جديد به فوتبال كه غير فوتبالي ها و غير ورزشي ها را هم بهت زده كرده بود و تيتر روزنامه هاي سياسي را هم به خود اختصاص داد.
كسي كه اورا معلم اخلاق ميناميدند و اين چنين از بي نزاكتي به تنگ آمده بود خود...
از مايلي كهن عجيب نبود. عجيب از مديرعاملي بود كه حتي جمله اي به دفاع از سرمربي تيمش كه در كورس قهرماني نياز به آرامش و حمايت داشت ، بيان نكرد.
سكوتي كه به حق آزار دهنده تر از اتهامتي مايلي كهني، و نوازي و زرينچه اي آن روزها بود.
سكوتي كه در برابر جريان مجتبي جباري هم تبديل به حمايت نشد. تا شايد كمكي باشد براي جلوگيري از قهرماني مردان آبي و راحت تر كنار زدن يك چهره محبوب و موفق مثل امير.
درد فوتبال ما همين است.
درد فوتبال ما نه ناسزاهايي است كه روي سكو ها گفته ميشود و نه گروهبان قندلي وگنده باقالي خواندن هاي يك سري فرومايه.
اينكه رابطه بازي ها باعث روي كار آمدن عده اي ميشود كه نه يك ثانيه سابقه بازي روي زمين چمن (حتي پارك رو به روي منزلشان) را دارند و نه يك دقيقه عرق ريختن به عنوان يك مديرفوتبالي.
آنهايي كه يك شبه از هيچ به همه چيز ميرسند و طبيعتا اب كه سربالا برود....
بله آقاي واعظ. با شما هستيم. شمايي كه در اين چند وقت حضورتان به عنوان مديرعامل بيش از هركسي بر پيكره اين تيم ضربات مهلك و جبران ناپذيري وارد ساختيد.
شايد ديگر از شما توقع حمايت از مربي اي كه به پاي دانش و توانمندي او به قهرماني رسيديد و اكنون پز آن را ميدهيد نداشته باشيم.
و شايد به مصاحبه هاي رنگارنگي كه هر روز عليه امير انجام ميدهيد و به حق اين نشان از ترس شما نسبت به امير است كه خود بهتر از هركس به توانمندي هاي آن واقف هستيد.
انتظاري از شما نميرفت جناب واعظ ولي...
تقدير از مايلي كهن؟
اين ديگر قابل هضم نيست. هر چه فكر ميكنيم متوجه نميشويم او كدامين قله را فتح كرده و كدامين قدم مثبت در رابطه با اخلاقگرايي طي نموده كه اكنون حلقه گل برگردنش مياويزيد؟
آيا تقدير از مايلي كهن به خاطر بيانيه هايي است كه سال گذشته عليه امير داده است؟
آيا از اين حلقه گلها بر گردن پورحيدري ها و مظلومي ها و منصوريان ها و ديگر استقلالي هايي كه سالها براي اين تيم زحمت كشيدند و اكنون روي نيمكت ديگري مشغول فعاليت هستند هم مياويزيد؟
آيا اين تيمي كه شما ساخته ايد نامش استقلال است و ما هم به عنوان استقلالي موظف به حمايت از آن؟
تيمي كه مديرش به حرمت شكنان پيشكسوتان اين تيم گل و تقدير نامه اعطا ميكند؟
نه جناب واعظ. اين يكي را ديگر تاب نمي آوريم.
****
بازي روز دوشنبه با تقدير مديرعامل از مايلي كهن آغاز شد وجالب روي سكو ها بود.
سكوهايي كه روزي متهم به خط گرفتن از امير بودند و حالا....
شايد بهتر باشد خدا را شكر كنيد كه در هفته اول اجازه ورود به ورزشگاه را نداشتيم تا حقانيت امير در برابر امثال شما را به خودتان و بقيه نشان دهيم. حيف....
ليدرهاي حقوق بگير و ديپلم دار جناب واعظ هم عليه مايلي كهن شعار دادند. تا معلوم شود حذف امير و ليدرهاي سابق اين تيم فقط پاك كردن صورت مساله بود.
مساله همان است كه دوشنبه شب روي سكو ها شنيديد جناب واعظ.
و اين احساس واقعي ما نسبت به امثال مايلي كهن است. حال شما مدال افتخار گردن او بياويزيد و يا به جمع ما بپيوندنيد. تاثير چنداني ندارد.
با سلام خدمت مخاطبين عزيز و با آرزوي قبول طاعات و عبادات براي تك تك شما. بريم سر اصل مطلب شايد قصه تكراري پوزش خواستن از مخاطبين به دليل كم كاري ها و كاستي هاي اين وبلاگ يكم تكراري و كليشه اي شده باشه. ولي اين موضوع چيزي از شرمندگي ما از اين بابت كم نميكنه. بنده در اين بين بيش از همكارانم، خودم رو مقصر ميدونم و نوك پيكان كمكاري ها و اهمال ها رو بيش از هر چيز و هركس به سمت خودم نشانه ميروم. شايد اينكه به دليل تغييرات عمده اي كه در پوسته و ماهيت وب قرار هستش ايجاد كنيم و سورپرايز هاي ويژه اي كه به زودي در اختيارتون قرار ميديم يكي از دلايل اصلي اين كمكاري و كم توجهي باشه كه از طرفي ضربه هايي هم به اين وب وارد كرده كه يك نمونه اش هم تداخل وظايف و تخطي از قوانين و موارد خواسته شده توسط همكارانمون هستش. جا دارد همينجا روشن و صريح عرض كنم كه كليه وظايف از گذاشتن اخبار و عكس و مقاله و پاسخ دادن به مخاطبين عزيز و امور فني و گرافيكي و... همه به طور مجزا دسته بندي شده و تقسيم كار صورت گرفته و البته همانطور كه گفتم كم كاري اينجانب باعث شده اين موارد در پاره اي از اوقات به درستي رعايت نشود. پاسخ گويي به مخاطبين عزيز، قبل از هر چيز نيازمند اعصابي آرام و متين و بياني شيوا و در خور شان و شخصيت شما عزيزان هست كه ما هم بدين منظور، شهريار عزيز را مسئول اين كار قرار داديم كه در پاره اي از موارد در صورت عدم حضور ايشون، اين وظيفه به من يا حامد محول خواهد شد و حتي دوستان عزيزمان عليرضا كريمي و محمدرضا كلانتر زاده هم با وجود تمام زحماتي كه براي ما ميكشند و كمتر به چشم مي آيد، در بخش هاي ديگري زحماتي كه از دستشان بر مي آيد را بدون هيچ چشم داشتي در اختيار وبلاگ قرار ميدهند، ولي پاسخ گويي به مخاطبين در حيطه وظايف اين عزيزان نيست. و متاسفانه در روزهاي اخير شاهد اتفاقات ناخوشايندي بوديم كه مورد تاييد حقير و همكارانم نيست و بدين منظور از همين لحظه خود را موظف به كنترل و دقت بيشتر در اين زمينه ميدانيم. بنده خودم رو در برابر همه جريانات مسئول ميدونم و همينجا از جانب خودم و همه همكارانم از مخاطبين عزيزي كه همواره در كم و كاستي ها پشتيبان و دلگرمي ما در مسيري كه داشتيم بودند و اخيرا به دليل مشكلاتي كه عرض كردم، دچار دلخوري و سو تفاهم شده اند معذرت ميخوام و قول رسيدگي به تمام موارد مطرح شده و چيزي كه در اين مدت رخ داده است و رفع سو تفاهمات موجود را ميدهم. جا دارد از تمام مخاطبيني كه نگران وضع موجود هستند هم تشكر كنم و خدمتشان عارض شوم كه ما نيز به خوبي ميدانيم از سايت هواداران ژنرال، انتظارات بالاست و كم كاري هيچ گونه جاي توجيحي ندارد. ما در حال ايجاد يك سري تغييرات كلي و مثبت هستيم كه براي داغ ماندن موضوع از توضيح بيشتر در اين مورد معذوريم و فقط تغييرات مثبت را در آينده اي نزديك به شما خبر ميدهيم. بازهم مارا به خاطر مسائل ايجاد شده در روزهاي اخير و كم كاري هاي موجود مورد عفو قرار دهيد.
جباري تا آخر فصل از دست رفت
با قطعيت جراحي مجتبي جباري باشگاه استقلال براي خط هافبك بايد روي
جانواريو و رينالدو حساب كند كه دومي هم هميشه در ايران مصدوم بوده است
حالا مشخص است كه استقلال برنامههاي خود را بدون حضور مجتبي
جباري سازماندهي كند. اين بازيگردان يكه و بيمانند در سطح فوتبال ايران،
ساعاتي پيش اميدواريهاي خود را براي رسيدن براي بازگشت به تمرين و درمان
بدون احتياج به جراحي از دست داد و به گفته پزشك معالجش بايد دوباره زانوي
خود را به تيغ دكتر ابراهيميان بسپارد و بنابراين او تا پايان فصل با
استقلال نخواهد بود. 
يك منبع آگاه در باشگاه استقلال ميگويد:«مجتبي بايد زودتر از اين جراحي
ميشد اما بيدليل وقت تلف كرد كه البته ما متوجه بوديم كه او چقدر از اين
بابت نگران است و شايد هم حق با او بود.» جباري بعد از پارگي ربات صليبي
در اردوي تيم ملي ايران قبل از جام جهاني 2006 يك فصل كامل را از دست داد
و پس از آن نيز گاه و بيگاه مصدوم ميشد كه همين موضوع باعث شد فصل گذشته
هم حضور ثابتي در تركيب استقلال نداشته باشد. او بازيكني قوي از نظر ذهني
و ضعيف از نظر فيزيكي است. درست مثل محرم نويدكيا كه او هم حالا مينيسك
خود را به تيغ جراح ميسپارد.
دوستان عزيز جدول رده بندي رو تا امشب يا فردا آماده ميكنم. پيش بيني خودتون رو از بازي استقلال-ملوان سپاهان-استقلال اهواز بنويسيد ------- در ضمن از اين هفته هر كس
بازيهاي استقلال رو 3 امتيازي پيش بيني كنه(يني نتيجه كاملا درست رو حدس
بزنه) يك كارت اس ام اس كاپ از طرف سايت بهش داده ميشه
جدول ليگ پيش بيني بازيهاي استقلال جدول ليگ پيش بيني سپاهان ------------------------ سردار ( حامد )- حمیدزضا خواجه لطفا پيش بيني خودتون رو از بازيهاي زير بنويسيد استقلال-فولاد مقاومت-سپاهان
6 امتياز
s.s
----------------------
3 امتياز
سعيد رضي پور-puria- نیما-- عبدالرضافرتوک نژاد
------------------
محمد صادق محققي- سلیم-سالار
عماد موسوی - محمد
---------------
اکرم آبید- محمدرضا فراهانی- گروه فداییان امیرخان-محمدحسین خلیلی- مائده-اميرحسين- حمیدزضا خواجه- artoOr_talebloo -سردار ( حامد )- هليا- رضا؟- مهرداد- محمد رضا
_____________________________________________________________________________
- s.sسعيد رضي پور-عبدالرضافرتوک نژاد-puria
------------------------------------
3 امتياز
- نیما
سالار
-----------------------------------
2 امتياز
اميرحسين- هليا-- رضا؟-
محمد صادق محققي- سلیم-
مهرداد-اکرم آبید--گروه فداییان امیرخان
محمدرضا فراهانی-محمد--مائده-
------------------------------------
1 امتياز
- محمدحسین خلیلی- عماد موسوی -- artoOr_talebloo -محمد رضا
مهران-امين-مازيار-شجاع دل
دوستان عزيز. شما از اين پس ميتوانيد به انتخاب خودتون در يك يا هر دو بازي اي كه براتون به مسابقه ميذاريم شركت كنيد. پيش بيني خودتون رو بنويسيد. مقاومت-استقلال سپاهان-مس با تشكر
سلام خدمت دوستان عزيز و تبريك بابت اولين پيروزي استقلال در ليگ برتر. خب. نتايج اولين پيش بيني رو براتون آماده كرديم و به خاطر حضور در اولين هفته به همگي دوستان 1 امتياز تعلق گرفت. يعني امتيازات محاسبه شده شما 1 امتياز بالاتر از چيزيه كه در نظرسنجي كسب كرديد. خب. اين هفته كسي نتيجه كاملا درست رو پيش بيني نكرده بود. بيشترين تعداد هم كساني بودند كه امتيازي از پيش بيني نبردند. انشاا... در هفته هاي بعد رقابت فشرده تر خواهد شد. اين هم اولين جدول امسال توضيح: به دليل اينكه اين بازي مستقيم بين استقلال-سپاهان بود جدول مجزا تهيه نكرديم. از هفته هاي آينده جدول پيش بيني سپاهان و استقلال 2 جدول جداگانه خواهد بود. با تشكر از حضورتونرتبه نام و نام خانوادگي امتياز 1 سعيد رضي پور- s.s- puria- نیما-- عبدالرضافرتوک نژاد 3 2 محمد صادق محققي- سلیم-سالار
2 3 اکرم آبید- محمدرضا فراهانی- گروه فداییان امیرخان- محمد-محمدحسین خلیلی- مائده-عماد موسوی -اميرحسين- حمیدزضا خواجه- artoOr_talebloo -سردار ( حامد )- هليا- رضا؟- مهرداد- محمد رضا 1
ضمن تبريك قهرماني به آقا رضاي گل. هديه اي به رسم يادبود از جانب سايت به ايشون اهدا خواهد شد. ضمن اينكه مصاحبه اي هم با ايشون ترتيب ميديم و به زودي در اختيارتون قرار خواهيم داد. از آقا رضاي گل خواهش منديم توي يك نظر به صورت خصوصي. شماره. آدرس پستي و آيدي ياهو خودشون رو به ما بدند تا مقدمات كار فراهم بشه. رتبه نام و نام خانوادگی امتیاز 2 محمد شیرازی 29 3 مائده طباطبایی 25 هلیا؟ 20 19 آرش 3 خوب دوستان. و اما ليگ پيش بيني امسال ما. همونطور كه پيش از اين اعلام كرديم. امسال قصد داريم بازيهاي استقلال و سپاهان رو توي اين ليگ پوشش بديم و دوستان عزيز لطف ميكنند و در هر هفته نتيجه بازي اي كه اين دو تيم با حريفانشون دارند رو براي ما پيش بيني ميكنند. نحوه شمارش امتيازات هم كمي تغيير كرده كه به شرح ذيل است: 1-پيش بيني كاملا درست: 3 امتياز 2-پيش بيني با يك گل اشتباه: 2 امتياز 3-پيش بيني با بيش از يك گل اشتباه در صورت صحيح بودن برد باخت و يا تساوي: 1 امتياز بنابراين برخلاف فصل گذشته كه تفاضل گل صحيح رو مبناي امتياز دهي قرار ميداديم، امسال نزديكي نتيجه رو مد نظر قرار داديم. و اما: قوانين ويژه: 1-در هفته هاي 5-10-15-20-25-30 حضور و غياب دوستان شمارش ميشه و در صورت حضور داشتن در هر 5 هفته، 3 امتياز هديه به حساب شركت كننده اضافه ميشه. در صورت غيبت در حتي يك هفته در اين ميان هيچ امتياز هديه اي تعلق نخواهد گرفت 2-درصورت غيبت بيش از 3 هفته پياپي، نام شركت كننده از ليست حذف و در صورت رسيدن به 5 هفته غيبت، تضميني بر بازگشت امتيازات گذشته در ادامه كار، وجود نخواهد داشت 3-دوستاني كه بعد از هفته دهم به جمع ما اضافه ميشوند، بايد 3 هفته پياپي در پيش بيني ها حضور داشته باشند تا اسمشان وارد جدول شود، لكن امتيازات ايشان در آن 3 هفته نيز تمام و كمال محاسبه ميشود 4-از پيش بيني با اسامي مختلف و شكل هاي مختلف پرهيز كنيد. چون براي اضافه كردن امتيازات محاسبه شده، از جستجوي اسامي استفاده ميكنيم و درصورتي كه جستجوگر نام شما را به خاطر تغيير آن نسبت به پيش بيني قبل پيدا نكند، امتيازات شما محسوب نميشود. خواهشا يك اسم مشخص با شيوه املا و تايپ مشخص براي خود تعيين كنيد و هميشه از آن استفاده نماييد. 5-پيش بيني با چند اسم مختلف از طريق يك آي پي و يا اقدام به پيش بيني بعد از سوت شروع مسابقه، خلاف قوانين محسوب ميشود و در صورت مشاهده، موجب كسر امتياز و در صورت تكرار با حذف نام شركت كننده از جدول امتيازات خواهد شد. ------------------------------------------------------ دوستان عزيز. پيش بيني هاي بازيهاي استقلال و سپاهان هركدام به صورت جداگانه جدول بندي خواهد شد و شركت كننده ميتواند به اختيار خود در هر يك از اينها و يا هردو شركت كند. در پايان يك قهرمان پيش بيني براي بازي هاي استقلال و يك قهرمان هم براي بازيهاي سپاهان معرفي خواد شد. خواهشا در اين فصل نيز با حضور فعال خودتون موجبات دلگرمي مارو فراهم كنيد. پس لطفا: پيش بيني خودتون رو از بازي استقلال-سپاهان بنويسيد
1
رضا؟
30
3
محمدرضا فراهانی
25
4 عبدالرضا فرتوک نژاد 23
4
میلاد حسندخت
23
5
سلمان یزدانی
21
6
6
مهدی حسن زاده
20
7
حمیدرضا آفاق
19
8 محمدحسین خلیلی 18 9 محمدصادق محققی 17
9
امیر نبییی
17
9
امیر حسین طالبیان
17
10
اکرم آبید
16
11
دانیال
15
11 امیر قیومی 15 12 سعید رضی پور 13
13
رسول احمدی
11
14
مازیار
9
14 محمد 2 آتیشه 9
15
سیاو کیا
7
16 مسعود 6 16 امین علی اکبرزداه 6
17
امین
5
17
رضا نظری
5
18 میلاد 4
18
سعید م
4
19
نسیم
3
19
عباس
3
20 صادق 2
20
یونس
اين هم شك و شمايل جديد وبلاگ كه مدتهاست دوست خوبم عليرضا كريمي داشتند روش كار ميكردند. البته اين نسخه آزمايشي هستش و طبيعتا ممكنه هنوز بدون نقص نباشه. همون طور كه ميبينيد رنگ اون كمي متمايل به آبي هستش كه البته دليل اصلي انتخاب اين رنگ علاوه بر تعلق خاطر ما به رنگ آبي، چشم زدگي اي بود كه بابت تيرگي صفحه قالب قبلي، پس از خواندن مطالب به خواننده دست ميداد كه بارها شما از اين بابت به ما گلايه كرده بوديد و ما هم قول رسيدگي داديم. پس الوعده وفا همون طور هم كه ميبينيد بخش هايي به اين قالب جديد اضافه شده و بعدا كامل تر هم ميشه كه از جمله اونها، بخش هايي مثل افتخارات امير و سخني با هواداران اميرهستش. مورد اول اختصاص به بيوگرافي و افتخارات امير هستش و مورد دوم هم مطالبي هستش كه توسط نويسندگان وب خودتون قرار است به اطلاع شما برسه و ساير مواردي هم كه بعدا اضافه خواهد شد. خواهش بنده از شما اين هستش كه نظرات و پيشنهادات و انتقادات خودتون رو بگيد تا ما در موردش بررسي كنيم و تا شروع ليگ، ساختار جديد خودمون رو كامل كنيم. با تشكر
سلام دوستان. مدتها بود كه حقير و همكارانم در اين مجموعه قصد داشتيم نسبت به اتفاقات و وقايع اخير و آنچه از فرداي روز قهرماني تا بدين جاي كار گذشته، سخناني را با شما در ميان گذاشته و در قبال فصل جديد فوتبال ايران و تحولاتي كه مسبب جدايي امير و استقلال (دو عنصر محبوب ما در فوتبال ايران) از هم گشت، موضع رسمي خودمان را اعلام كنيم. و البته شايد كمي دير نسبت به اين مهم اقدام نموده ايم كه اميدواريم عذر مارا بپذيريد. خب برويم سر اصل مطلب. سوالي كه مدتها ذهن مارا به خود مشغول كرده بود و حتما شما هم علاقه زيادي به شنيدن آن داريد اين است: استقلال يا سپاهان؟ خب. قضيه چند مجهولي است. ما از ابتدا نام اين وب را هواداران ژنرال امير قلعه نوعي قرارداديم و از طرفي به خوبي ميدانيم اكثر قريب به اتفاق شما، مبناي حضور خود در جمع مارا استقلالي بودن قرار داده ايد. لذا اگر قرار بر حمايت استقلال بدون امير باشد، خب اصل و پايه اهداف خودمان را زير پا گذاشته ايم و اگر موضعي ضد استقلال اتخاد نموده و نوك پيكان حمايت خودمان را به سمت سپاهان پچرخانيم، بديهي است كه جمع كثيري از شما حاميان هميشگي ما، انگيزه و رقبتي براي ادامه فعاليت در اين مجموعه به عنوان مخاطب را نخواهيد داشت. اين تضادي كه در اين ميان ايجاد شده، زايده تفكري غلط و نوعي بدبيني نسبت به آنچه ميگذرد ميباشد. ما خودمان را در دوراهي استقلال و سپاهاني بودن قرار ميدهيم در حالي كه به اين مهم نمي انديشيم كه چه چيز تعامل ميان اين دو را غير ممكن ميكند. در اينجا حقير به سوال شما جواب ميدهم. ما تحت هيچ شرايطي، استقلال را نه به سپاهان و نه هيچ تيم ديگري كه در شرايط خاص اين چنيني، مورد حمايت ما واقع شود ترجيح نميدهيم و هرگز به خود اجازه نميدهيم تيمي را تا حد استقلال و نام بزرگش بالا بياوريم. استقلال يك تيم است و مثل و مانندي براي آن نيست. حال ما از شما سوال ميكنيم: خارب از چهارچوب نام استقلال و سپاهان، در بين اميررضا واعظي آشتياني و امير قلعه نوعي،(به عنوان شخصيت هاي حقيقي و نه حقوقي) حق را به چه كسي ميدهيد و جانبداري از كدام طرف اين ماجرا را در تفكر خود گنجانده ايد؟ كدام يك را به واقع استقلالي واقعي تر ميدانيد و نام كداميك بيشتر برايتان در شناسنامه استقلال قابل رويت است؟ فرض را بر اين بگيريد كه خداي ناكرده، پدر و مادر شما از هم جدا شده و صاحب ناپدري شويد و او وارد خانه شما شود و خرج و مخارج شما را به عهده بگيرد. حال در اين ميان كداميك براي شما معنا دهنده نام واقعي پدر هستند؟ پدر اصلي خودتان و يا كسي كه در نقش پدر وارد خانه شما شده و جاي اورا گرفته است؟ خواهشا روي اين موضوع عميقا فكر كنيد و پاسختان را به ما بدهيد... حال به موضوع اصلي مان برميگرديم، اين كه موضع اين سايت و نويسندگان آن كه افتخار فعاليت براي شما عزيزان را دارند، در فصل جديد چيست؟ حمايت از استقلال و يا سپاهان؟ در طول اين مدت به دفعات مشاهده كردم كه دوستان عزيزي (كه شخصا از خيلي هايشان اصلا انتظار نداشتم) در پيغام هايشان مارا متهم به شخص پرستي و عدم تعصب به لباس آبي و تيم استقلال نمودند و خداحافظي شان را از اين مجموعه اعلام داشتند. اينكه اين عزيزان بر چه مبنايي به اين نتيجه رسيدند كه ما سپاهاني شده ايم و ديگر وجه مشتركي ميان ما و استقلال وجود ندارد، خود سوالي است كه پاسخي براي آن نيافتيم.ولي براي روشن شدن اذهان هم كه شده، لازم دانستيم در اين مطلب، رسما اعلام موضع نموده و ابهامات را در ابتداي كار رفع نماييم، تا شما عزيزان راحت تر بتوانيد نسبت به حضور يا عدم حضورتان در جمع حاميان ما تصميم بگيريد. موضع ما كاملا روشن است. ما هيچ تضادي بين استقلالي بودن و حمايت از امير قلعه نوعي و تيم جديدش نميبينيم و دليلي ندارد براي استقلالي بودن، به سپاهان و امير پشت كنيم و در مقابل براي اثبات وفاداري به امير و مجموعه اش، تيم محبوب خود را به فراموشي بسپاريم. مگر ما سال گذشته از موفقيت مس كرمان با پرويز مظلومي و گرفتن سهميه آسيايي توسط اين تيم و پيروزي اش بر تيم پرسپوليس خوشحال نشديم؟ آيا اين تفكر استقلالي بودن ما را نقض ميكرد؟ مگر به خاطر گلزني ميثم بائو به عنوان يك استقلالي(كه البته هرگز استقلالي نبود) در لباس ابومسلم هورا نكشيديم؟ آيا چيزي از استقلالي بودنمان كم كرد؟ اگر از نظر شما حمايت از تيم هايي مثل مس-پاس همدان-استقلال اهواز و جديدا سپاهان، به خاطر حضور شخصيت هاي استقلالي در آن و آرزوي موفقيت نمودن براي اين عزيزان در تيمهايشان، با اين تفكر كه موفقيت آنها باعث سربلندي مجموعه استقلال نيز هست، خيانت به استقلال محسوب ميشود، خب بحثش جداست. ولي اگر شما هم با ما موافقيد كه ميتوان در كنار استقلال، تيمهايي مثل سپاهان را هم به عنوان تيم دوم دوست داشت و برايش آرزوي موفقيت كرد، پس يا علي... ما در اين ميان موضع استقلالي- ژنرالي(سپاهاني) اتخاد نموده ايم و هدفمان حمايت از هر دو تيم در فصل جديد است، و ميخواهيم در ابتداي راه اين را بدانيد كه اگه از سپاهان مينويسيم به خاطر ژنرال است و اگر عليه شخصيت هاي مثل واعظي اشتياني، كه شخصيت خود را در اين مدت به خوبي نمايان ساخته است، مطلبي عنوان ميكنيم آگاه باشيد كه اين امر به خاطر ضربه ايست كه احساس ميكنيم تيم محبوبمان از حضور به ناحق اين شخص روي صندلي مديرعاملي باشگاه محبوبمان است و موضع گيري عليه استقلال به حساب نمي آيد. حتي براي اثبات برداريمان، سفارش قالبي با رنگ متمايل به آبي را به وب مسترمان (عليرضا كريمي) كه جا دارد تشكر ويژه اي از زحماتش داشته باشيم داديم كه به زودي روي سايت قرار ميگيرد و شما ما را در فصل جديد با شكل و شمايلي تازه خواهيد ديد.(قالب جديد وبلاگ آماده است و ظرف چند روز آينده روي سايت قرار ميگيرد.) اخبار و مقالات ما هم در اين فصل شامل حال هر دو تيم ميشود و حتي تصميم داريم در ليگ پيش بيني فصل جديد هم نتايج هر دو تيم را مورد مسابقه قرار دهيم.(بديهي است كه مسئوليت هايمان دوبرابر ميشود.) پس بدانيد كه ما هيچ گاه مقابل استقلال قرار نخواهيم گرفت و به خاطر شما عزيزان و تداوم حضورتان در كنارما، حمايت رسمي خودمان را هم در اينجا اعلام نموده ايم و هدف اصلي مان هم از دست ندادن دوستان عزيزي چون شما هست كه اميدواريم در فصل جديد هم مثل گذشته حامي و ياور مان باشيد و با حضورتان موجبات دلگرمي مارا فراهم كنيد. و ما هم در مقابل از شما خواهشمنديم، به يمن وجود ژنرال عزيز در تيم سپاهان، اين تيم را تيم دوم خود بدانيد و موضع دشمنانه و مخالفانه نسبت به اين تيم نداشته باشيد. چرا كه اميرخان قلعه نوعي كه در روزهاي سخت به داد ما رسيد و مارا از دره تحقير به اوج قله افتخار كشاند، اكنون مجبور به ترك خانه شده و اوج نامردي و كمال بي انصافي است كه او را تنها بگذاريم و از او حمايت نكنيم. پس همه با هم يك صدا: زنده با استقلال... درود بر ژنرال نكته: 1- در مورد ليگ پيش بيني فصل گذشته، به زودي نتايج نهايي گذاشته خواهد شد و به قهرمان اين ليگ هديه اي به رسم يادبود از سوي اين سايت اهدا خواهد شد. 2-مدتي به علت فضاي سياسي موجود، تب فوتبال در جامعه خوابيده بود و فعاليت اين وب نيز به حالت تعليق در آمد، در اين ميان دوستاني لطف نموده و مطلب براي ستون دستنوشته ها ارسال كردند كه به دلايل بالا، فرصت رسيدگي به آن وجود نداشت، لذا اكنون كه زمان زيادي از ارسال مطلب اين عزيزان گذشته، شايد اكنون تمايلي به قرار گرفتن مطلبشان در اين تاريخ روي وب نداشته باشند ، ضمن عرض پوزش از اين عزيزان، از تمامي دوستان خواهشمنيدم مطالب و دستنوشته هاي خود را براي ما بفرستند و ما قول رسيدگي به موقع را به آنها ميدهيم. نويسندگان مطالب گذشته هم اگر تمايل به قرارگرفتن مطلبشان روي سايت هستند، مارا از طريق همان پست با خبركنند و در اين صورت ما استفاده از مطالبشان را در اولويت قرار خواهيم داد. شاد و موفق و پيروز باشيد.
ژنرال بيانيه صادر كرد: ديگر درباره استقلال حرف نميزنم متن بيانيه امیر قلعه نويي به شرح زير است: شايد براي من كه اكنون در مواجهه با اين حقيقت انكار ناپذير قرار گرفته ام، نيازي به ذكر دلايل جدايي و توضيحي اضافي نباشد. با اين حال، من هرگز رابطه اي صرفا حرفه اي با هواداران پرشور و باشگاه استقلال نداشته ام و اين تنها دليل بيان چند جمله به عنوان خداحافظي از تيم و هواداران است كه آنها را مانند خانه و خانواده خود مي دانم. به عنوان يك مربي فوتبال، قواعد اين ورزش را مي شناسم و آنها را پذيرفته ام. در لحظه خداحافظي ام از استقلال و هوادارانش قصد تكرار ماجرايي كه گذشت و بيان دلايل جدايي ام را ندارم چرا كه پس از تجربه قهرماني در يك سال با استقلال در دو جام حذفي و ليگ برتر، از اين تيم و هوادارانش جدا مي شوم و اين خود گوياي همه چيز است. اكنون تنها لازم مي دانم به چند نكته اشاره كنم. اول آنكه اعتراف مي كنم هر چه در اين فوتبال هستم و بدست مي آورم را از مردم دارم. بابت كارهاي كوچكي كه در استقلال كرده ام، منتي بر سر هيچ كس نيست كه خدمت به تيم مورد علاقه و هوادارانش را يك وظيفه مي دانم. بار ديگر به اين نكته اشاره مي كنم كه قواعد فوتبال را به خوبي مي شناسم و اكنون كه پس از دو قهرماني در يك سال از استقلال جدا مي شوم، گلايه اي از هيچ كس ندارم و نخواهم داشت و تنها به واسطه مهيا نبودن شرايط مجبور به ترك تيم محبوبم شده ام. نكته ديگري كه لازم مي دانم به آن اشاره كنم، موضع بنده به عنوان عضوي كوچك از خانواده بزرگ استقلال در قبال هواداران و تيم است. اينجانب امير قلعه نويي رسما اعلام مي كنم از اين پس هيچ اظهار نظري درباره باشگاه استقلال - چه مثبت و چه منفي- نخواهم كرد و از اين به بعد هر گفت و گويي از من درباره استقلال چاپ شود كذب محض است. در تمام روزهايي كه سرمربي استقلال بودم، از پيشكسوتان و اطرافيان استقلال انتظار داشتم فضايي آرام را براي موفقيت تيم فراهم كنند. طبيعي است كه خود نيز بايد به اين مسئله اعتقاد داشته و فضايي را كه ما مي پسنديدم، براي باشگاه مردمي استقلال فراهم كنم. در پايان ضمن خداحافظي از هواداران پرشور و باشگاه استقلال كه همواره پشتيبان بنده و تيم بوده اند، بار ديگر اعلام مي كنم آرزويي جز موفقيت براي مديران و كادر فني ندارم و همواره براي سربلندي اين تيم دعا مي كنم. بنده را حلال كنيد. 
امير قلعه نويي امروز بيانيه اي صادر كرد.
جدايي از يكديگر رسم هميشگي فوتبال است و اهالي فوتبال را گريزي از اين حقيقت نيست.
مرفاوى: قلعه نويى خواست به اصفهان بروم اما نمى توانم
مرفاوى مربى فصل گذشته استقلال گفت: قلعه نويى پيش از رفتن به سپاهان از من خواست تا با او به اصفهان بروم اما نمى توانم اين كار را انجام بدهم. وى درباره پيوستن به كادر فنى قلعه نويى در سپاهان گفت: درباره پيشنهاد قلعه نويى فكركردم اما متاسفانه نمى توانم به اصفهان بروم چراكه از لحاظ خانوادگى دچار مشكل مى شوم. وى درباره اختلافاتى كه با قلعه نويى در روزهاى پايانى ليگ داشت گفت: ما مشكلى با هم نداشتيم و تا روز آخر با يكديگر در كمال آرامش كار كرديم. در ديدار با الجزيره هم مشاهده كرديد كه كنار يكديگر روى نيمكت بوديم و اگر مشكلى بود حتماً چنين اتفاقى رخ نمى داد. ما هميشه به يكديگر احترام گذاشته ايم و به دليل اينكه در اين مدت مصاحبه نكردم برخى شايعه كردند كه من با قلعه نويى اختلاف داشتم يا روزه سكوت گرفتم اما اين چنين نبوده و من در اين مدت در كنار خانواده ام بوده ام. وى ادامه داد: براى مربيگرى در استقلال با من صحبت شد اما پس از جدايى قلعه نويى مذاكره اى نداشته ايم. در سال گذشته با استقلال در شرايط مختلف همكارى كردم و خدا را شكر اين همكارى به قهرمانى در ليگ برتر منتهى شد كه باعث افتخار من است. خودم را يك استقلالى مى دانم و هميشه آماده كمك كردن به اين تيم هستم اما هنوز صحبتى با من درباره مربيگرى در اين تيم نشده است.
باشگاه استقلال اعلام كرده پس از ايام فاطميه(س) مراسم جشن قهرماني برگزار خواهد كرد.
به گزارش خبرگزاري ورزش ايران(ايپنا)، برگزاري مراسم جشن استقلال با توجه به پيوستن قلعه نويي به سپاهان احتمالا بدون حضور قلعه نويي برگزار خواهد شد. اين در حالي است كه مسئولان باشگاه استقلال اعلام كردهاند براي حضور قلعه نويي در جشن بزرگ استقلال از وي دعوت رسمي خواهند كرد اما احتمال اينكه وي اين دعوت را نپذيرد شايعه شده است.
اين روزها بازار تاييد و تكذيب به شدت داغ هست. اظهار نظر هاي عجيب و تكذيبيه هاي عجيب تر كه به سرعت نور پخش ميشوند و كسي هم وجود ندارد كه در اين ميان از آقاياني كه براي حفظ ميز و صندلي خود دست به هر كاري ميزنند بپرسد سهم مخاطبين و مردمي كه در مواقع نياز سنگ آنها را به سينه ميزنيد در ميان اين دوگانگي نظرات اعلاميه هايي كه روز به روز از اعتبار آن كاسته ميشود چيست؟ و چرا بايد آن خبرنگار بدبخت و آن خبرگذاري فلك زده و روزنامه بيچاره به پاي رنگ عوض كردن شما بسوزند و اعتبار خود را به حراج بگذارند؟ شايد هم توقع بيجايي است كه بپرسيم چرا ارگان مشخصي براي رسيدگي به اين تاييد و تكذيب هاي بي دروپيكر و اهداف شومي كه پشت آنها خوابيده است وجود ندارد؟ *** از چرايي جاذبه زمين گرفته تا يك قدم مانده به كائنات، هرچه در روي زمين رخ ميدهد به يك تصميم سياسي وابسته است. اين جمله پر مفهموم كه حقايق روز جامعه را بيان ميكند، ارتباط مستقيمي هم با اتفاقات چند روز اخير و كلا چند ماه اخير دارد كه به نوعي يك عوام فريبي هوشمندانه به حساب مي آيد. به اتفاقات اخير توجه كنيد: 1-محمود احمدي نژاد. همان شخصي كه به واسطه معاون خود علي آبادي كه مسند قدرت ورزش كشور در دست اوست، 4 سال تمام جلوي تمام پروژه هاي خصوصي سازي كه از دولت قبل شكل گرفته بود سنگ اندازي ميكند و با دلايل مختلف، مستقيم و غير مستقيم با خصوصي شدن دو تيم پرطرفدار پايتخت مخالفت ميورزد. شايد تعجبي هم نداشته باشد كه دولت وقت نتواند از سود سرشاري كه بابت داشتن امتياز دو تيمي كه 90 درصد جمعيت جامعه را تشكيل ميدهند به راحتي بگذرد. ولي جالب اينجاست كه درست يك ماه مانده به شروع انتخابات، اين موضع گيري ها دچار تغيير 180 درجه اي ميشود و مردم اين ميان اهميت پيدا ميكنند. خبري روي خروجي ها قرار ميگيرد كه به اذعان همه كارشناسان يك مانور تبليغاتي بيش نيست: رئيس جمهور: استقلال و پرسپولس را به مردم واگذار كنيد........ 2- محمد مايلي كهن(كلنگ-كودن) كه به واسطه حمايت انتخاباتي از محمود احمدي نژاد و حضور در ستاد انتخاباتي او به قدرت بلامنازعي ميرسد، به طوري كه توان حمله و تاخت و تاز به تمامي چهره ها و شخصيت هاي خاك خورده و كارنامه دار فوتبال ايران را آنهم با ادبياتي كه به جرئت ميتوان گفت اگر از امثال فيروز كريمي و امير قلعه نوعي شنيده ميشد، آنها را پاي گيوتين ميكشاندند و محروميتي طولاني همراه با سعي در تخريب چهره آنها در نزد اهالي جامعه برايشان ميبريدند،و كيلويي اتهام زدن هاي بي مدركي كه هركسي قدرت استفاده از آن را ندارد را پيدا ميكند. قدرت اين شخص البته به دادن چند بيانيه با لحني كاملا ازاد و بدون كوچتكرين فيلتر و چهارچوبي محدود نميشود. در كمتر از يك ماه علي دايي براي اولين بار در طول تاريخ فوتبال ايران بدون اراده خودش از سمتي كنار ميرود و به نوعي بركنار ميشود(تا دوره قبلي حتي كسي قدرت تعويض دايي از تركيب ثابت تيم ملي را هم نداشت. چه رسد به بركناري او از سمت مربيگري تيم ملي) و خود همين شخص متملق و چاپلوس بر مسند قدرت تيم ملي مينشيند و پس از آن هم سرمربي تيم قهرمان ليگ را كه بركناري اش كار هر كسي نيست، از جايگاه خود عزل مينمايد (به گفته خيلي از روزنامه نگاران، تيره شدن روابط حسنه ميان واعظ و قلعه نوعي از درگيري امير با مايلي كلنگ شروع ميشود و حتي برخي ميگوند بركناري امير دستور مقامات بالا بوده است. همان هايي كه مايلي كلنگ در ستاد انتخاباتيشان شركت نموده است). 3- امير قلعه نوعي جدايي خود از استقلال را اعلام ميكند و موجي از اعتراضات گسترده عليه مدير عامل كه با درگيري با هواداران در قبال حضور در تمرينات جرقه خورده بود به آتش خشم آبي پرستان تبديل ميشود و سعي واعظ و دوستانش مبني بر اينكه محبوبيت امير يك موضوع خطي و صرفا وابسته به ليدرهاي باشگاه كه به ضعم آنها ساپورت مالي ميشده اند بي نتيجه ميماند. محبوبيت واقعي امير مشخص گشته و موجي از ترس و نگراني را از سويي در دل مديرعامل و هيئت مديره و رئيس مجمع كه موقعيت خود را در خطر ميبينند و از سويي ديگر در انديشه رئيس جمهور وقت كه از هر وسيله اي براي كسب محبوبيت در ماههاي اخير فعاليت خود در 4 سال اول استفاده ميكند تا نارضايتي هايي كه در طول چهارسال ايجاد شده در فرصت يك ماه تبديل به رضايتمندي و محبوبيت شود. و اين چنين است كه برخلاف وعده هاي از پيش داده شده مبني بر اعلام رسمي نام سرمربي (كه صمد مرفاوي انتخاب شده بود) و از سويي ديگر اعلام رسمي شدن قرداد امير با سپاهان، آنهم دقيقا پس از سوت پايان بازي استقلال و الجزيره، ميبينيم پس از گذشت دوروز نه سرمربي استقلال معرفي شده و نه باشگاه سپاهان خبر از امضاي قرارداد رسمي و نهايي شدن كار قلعه نوعي با زردپوشان ميدهد. اين موارد علامت سوالي در ذهن مخاطب ايجاد ميكند كه پس چه شد. و البته انتشار خبري كه اين علامت سوال را به علامت تعجب بدل ميكند: زريبافان: قلعه نوعي گزينه اصلي ماست *** اجازه دهيد فلاش بكي بزنيم به كمي قبل تر. جايي كه پس از شكست خوردن دو پروژه بگويچ و دنيزلي، در راه حذف پروين و محبوبيت پروين از باشگاه پرسپوليس،سياست محبوبيت گريزي دولتمردان كه در آن به تخريب چهره هاي محبوب جامعه ميپردازد (محبوبيت يك غير سياسي در جامعه، هميشه خطر جدي اي براي سياسيون محسوب ميشود و علم سياست ميگويد آن را كنار بزن) فاز سوم اين پروژه با دعوت از افشين قطبي به ايران و هدايت باشگاه پرسپوليس توسط او كليد ميخورد و موفق هم ميشود. آنها به خوبي توانستند نام پروين را از اذهان عمومي پاك نموده و قهرماني پرسپوليس با قطبي كليد موفقيت آنها محسوب ميشد. پس وقتي هدفشان را به دست آوردند، روي نام قطبي هم قلم قرمز كشيده و اورا ديپورت كردند. قافل از اينكه اكنون اين قطبي بود كه محبوبيت جامعه سرخپوشان را به دست آورده بود و نميشد در لباس قهرماني اورا كنار زد. پس چار را در اين جستند كه او را مجددا بازگردانند و شرايط تخريب چهره اورا فراهم نموده و سپس با او براي هميشه خداحافظي كنند. قطبي با هزار و يك وعده وعيد مسئولين باز ميگردد و ميبيند هيچ كدام از آنها تحقق نيافته است. او ميماند و تخريب ميشود و ميرود. بدون آنكه صداي كسي در بيايد. *** اين شرايط به عينه براي قلعه نوعي و استقلال تكرار شده است. آنها امير را بركنار كرده و سراغ اهداف ديگر خود رفتند، غافل از اينكه ژنرال محبوب و دوست داشتني در ميان مردم جايگاه ارزنده اي كسب كرده و كنار گذاشتن او، موقعيت بالا نشينان، آنهم در حساس ترين شرايط كه نياز مجدد به راي مردم را در خود احساس ميكنند و بعد از 4 سال مجددا يادشان افتاده مردمي هم هستند و به راي آنها نياز دارند، را به خطر مياندازد. پس تصميم هماني ميشود كه در مورد قطبي گرفته شد. بازگشت ژنرال و قراردادن او در تنگنا و تخريب چهره او، آنهم پس از سو استفاده هاي سياسي از محبوبيت امير و سپس بركناري او... *** امير كه اما با سياست تر از سياستمدران است. مثل قطبي فريب نميخورد و با اعلام اينكه حضور در استقلال برايش افتخار محسوب شده و از آن استقبال ميكند. توپ را به زمين امثال زريبافان مي اندازد و استعفاي خود را تبديل به بركناري ميكند (با توجه به اينكه امير آن روز كه استعفا داد تا بركنار نشود، شرايط آنگونه ميطلبيد و با آن حركت خود. يك بر صفر از مديران استقلال پيش افتاد، در اين شرايط بهتر بود كه خود را از بي تعصبي به استقلال كه به واسطه استعفايش به اون لقب داده بود برهاند) و از اين مصاحبه زريبافان كه به خوبي ميدانست تكذيب ميشود، استقبال كرد و هيچ گونه شرط و شروطي براي بازگشت نگذاشت تا بهانه به دست آنها ندهد كه بگويند ما امير را خواستيم و خودش نيامد. امير با سياست خود جلو رفته و خود را اماده بازگشت اعلام نموده، تا پس از حضور و حمايت از ميرحسين موسوي، جدي ترين رقيب رئيس جمهور وقت، آنها را مجبور به واكنش كند تا چهره حقيقيشان براي اهالي جامعه روشن شود. بلافاصله از بالا دستور تكذيب مصاحبه زريبافان داده ميشود، تا فكر بهتري براي اين قضيه بكنند و اين يعني: قلعه نوعي 2- مديران 0 *** در ميان نظرات دوستان، اظهاراتي به چشمم خورد كه گفته بودند از واعظ محترمانه درخواست بازگشت امير را مطرح كنيم تا بلكه دل رئوف او به رحم آمده و امير را بازگرداند. بنده با تمام احترامي كه به احساسات پاك شما عزيزان قائلم. از شما خواهش ميكنم چنين كاري نكنيد زيرا: 1- واعظ يك عروسك خيمه شب بازي بيش نيست و تصميمات از بالا گرفته ميشود. كه اگر به واعظ بود، بازگشت امير حتي در حد شايعه هم مطرح نميشد. 2- اعلام بازگشت امير فقط به واسطه سو استفاده سياسي و انتخاباتي از او و طرفدارانش بود كه با هوشياري امير خنثي شد. شما عزيزان مطمئن باشيد حمايتي كه قرار بود صورت بگيرد، ميگرفت. تنها تا روز اعلام نتايج آرا ادامه داشت و در ادامه كه عزيزان از باقي ماندن ميزو صندلي خيالشان آسوده ميشد. فاز دوم پروژه كه تخريب چهره قهرمان ليگ را به اجرا در آورده و امير را از استقلال فراري ميدهند، البته اينبار نه به عنوان قهرمان ليگ، بلكه به عنوان يك چهره شكست خورده. *** دوستان عزيز. با توجه به مسائلي كه در بالا ذكر شد. از شما خواهشمندم منتظر بازگشت امير در اين فصل نباشيد و مثل من اميدوار باشيد اين اتفاق نيفتد. به نظر شما يك فصل دوري از امير و سپس شكست خوردن و بركناري مخالفين او و بازگشتش، اين بار با قدرت بيشتر نميارزد به اينكه او را الان بازگردانيم تا پس از سو استفاده از او در انتخابات، همان بلايي را سرش بياورند كه برسر قطبي آمد؟ امير يك استعداد اگر نگوييم ناياب، حداقل كمياب در تاريخ باشگه محسوب ميشود و اگر اورا از دست بدهيم، معلوم نيست چند دهه بايد منتظر طلوع يك امير جديد در تاريخ استقلال باشيم. پس بهتر است به جاي درخواست بازگشت، به واعظ پيغام دهيم كه به مسير خود ادامه داده تا او همچنان به كندن قبر خود با دستانش ادامه دهد.
. مدتي پيش بحثي بين حقير و حامد و شهريار عزيز مطرح شد كه موضوعش تصميم گيري پيرامون استفاده از مقالات و دست نوشته هاي شما در ستون اصلي وب بود. يني چيزي فرا تر و خارج از چهارچوب ستون مخصوص دستنوشته هاي يك همراه. نظرات متفاوتي مطرح شد و به اين جمع بندي رسيديم كه اگر مطلب عنوان شده داراي يك سري ويژگي هاي خاص از جمله به روز بودن. شيوايي قلم. طولاني و در عين حال مفيد بودن و... هيچ اشكالي نداره كه توي ستون اصلي گذاشته بشه. نكته مورد توجه اينجاست كه اين طرح سواي ستون دستنوشته ها محسوب ميشه و هيچ تداخلي با هم نداره. و البته بديهي هستش كه ما براي قرار دادن مطالب توي اين قسمت وسواس و حساسيت بيشتري به خرج ميديم و استانداردهاي لازم رو كه در نظر گرفتيم رعايت ميكنيم. و نكته قابل تامل ديگر اين هستش كه چون ميزان ترافيك مطالب در اين وب با نوسانات زيادي مواجه است و ممكنه در چند برهه زماني خاص به دليل هجم انبوه مطالب، از استفاده از مطالبتون در اين قسمت معذور باشيم و شرمندگي اين امر براي ما باقي بمونه اينها رو گفتم تا به شما اين نويد رو بدم اگر تمايل داريد مطالبتون سواي نوشته هاي قشنگي كه توي ستون خودتون ميذاريد توي ارسال هاي اصلي اين وب قرار داده بشه مطمئنا به زودي اين شانس رو پيدا خواهيد كرد و البته اين نكته رو هم در نظر بگيريد كه اگر تلاش شما براي بار اول و دوم و... بي نتيجه موند، مطمئنا در نهايت اين افتخار نسيب ما خواهد شد كه از مطالب قشنگ شما در ستون اصلي هم بهره مند بشيم. جا داره يك بار ديگه از الهام خانم تشكر كنم و از مطلب قشنگشون كه زحمت كشيدند و براي ما فرستادند هم تشكري ديگر به عمل بيارم. در آخر اين نكته رو ذكر كنم كه دوستاني كه از مشتريان پروپا قرص ستون دستنوشته ها محسوب ميشند از اولويت بيشتري براي افتخار دادن به ما در اين طرح برخوردار خواهند بود. پيشاپيش از همكاري شما عزيزان كه در تمام مراحل پشتيبان و ياور ما بوده و هستيد و خواهيد بود تشكر ويژه دارم دست تك تكتون رو از دور ميبوسم. دوست دار شما ...
اون رفت اما نه براي هميشه
دلم براش ميسوزه... خيلی بدبخته نه؟
ميدونی کيو ميگم؟؟
همونی که تيمتو امسال قهرمان کرد
همونی که تو کمتر از يه سال 2 تا قهرمانی برا تيمت اورد
همونی که تاحالا نشده وجودش رو نيمکته تيمت باشه و تو سر افکنده باشی جلوي رقيبت
همونی که تاحالا نذاشته تو بازيهاي رو در رو با لنگيا تو بازنده باشی
همونی که هر چی رکورد خوب تو ليگ بود شکست
همونی که به خاطره استقلال اون گوشه زمين به ابو آتيش ميکشييد خودشو
همونی که نزديک بود تو بازی با سايپا سکته کنه از استرسی که داشت
همونی که خيليا حتي بعضی به ظاهر استقلاليا چشم ديدنشو ندارن
همونی که خيليا به خيلی چيزا متهمش ميکنن
همونی که خيليا دلشون ميخواست تيمی که اون توشه موفق نباشه
همونی که ....
از اين همونی که ها خيلی زياده
حالا ميدونی چرا دلم ميسوزه به حال همونی که اين خصوصيتو داره؟؟؟
دلم براش ميسوزه چون هر بار که استقلال تو بد ترين شرايط بوده، اومده و تيمو تو بهترين شرايط تحويل داده
دلم براش ميسوزه چون وقتی تيمو ميبره تو اوج و تازه ميخواد يه خورده ثمره تلاششو ببينه بهش ميگن هرّی
دلم براش ميسوزه چون ميبينم که تيمم با اون هميشه اون بالاست اون جايی که بايد باشه اما حتي خوديا نميخان با اون تيمم اون بلا باشه
دلم براش ميسوزه چون زخمه زبونو از کسايی ميشنوم ..تهمتا رو به اون از دهنه کسايی ميشنوم که خودشون طرفداره تيم اند و رگشون ابيه
دلم براش ميسوزه چون هميشه بهترين نتيجه رو ميگيره و بد ترين حرفا رو به اون نسبت ميدن
دلم براش ميسوزه چون تا ميبينن بهترينه ميگن آره بهترينه اما باندبازه ،تبانی ميکنه، آدم داره، ميخش ميره و هر چی که لياقته دشمنشه بهش نسبت ميدن
دلم براش ميسوزه چون حتي وقتی از يه لنگی راجبش ميپرسی اگه بخواد منصفانه رجابش حرف بزنه ميگه خدايی بهترينه اگه تو تيمه ما بود اين کاريو که الان باهاش ميکنن از مديريت گرفته تا حتي شما هوادرا که تنهش ميزاريد ما نميکرديم
دلم براش ميسوزه چون يه لنگی بايد بيد بگه اگه الانم بيد لنگ ما تا آخره عمر هواشو داريمو پشتشيم (ولی مها باهاش چی کار کرديم؟خوده توي هوادر براش چی کار کردی؟؟؟15000 نفر؟؟کافی بود؟؟ بگذريم)
دلم براش ميسوزه چون به نظره تو يه چنين آدمی دل سوزی نداره؟؟
متاسفم برا اونايی که هر چی دلشون ميخواد به اميرخن نسبت ميدن
خوب اگه اين چيزايی که ميگيد درست باشه پس چرا تا حالا يه دونش رو نشده؟؟؟؟
چرا هميشه اون کسايی که راجبش بد گفتن از عرش به فرش رفتنو امير به عرش رسيده؟؟؟
ببينم مگه نميگن خدا جای حق نشسته؟ اگه اون بده، پس چرا خدا جوری نميزنتش زمين( مثله خيليا) که ديگه نتونه بلند شه...جم کنين تو رو خدا اين حرفاتونو بذاريد اين بيچاره نفسه راحت بکشه...
حالا که ديگه رفته حرفه حسابت چيه؟؟؟ولش کن ديگه ..خسته نشدی اين چند تا جملاتی که هر دفعه پشته سره اميرخان ميگيو تکرار کرديو امير خان به جای اين که هر روز ذليل شه و بشکنه و افت کنه هر روز عزيز تر شدو محبوب تر شدو بيشتر اوج گرفت؟؟
ببينم تو هم شنيدی که بعضی از خوديا ميگن اميرخانو از نظره فنی قبول دارم ولی از نظره اخلاقی نه چون باندبازه و تبانی ميکنه و ....هه آخه يکی نيست بگه بدبخت مگه تو از نزديک ديدی که تبانی کرده مگه تاحالا يه بار اين تهمتايی که بهش ميزنی رو شده؟؟؟ببينم اصلا از کی شنيدی؟از دو نفر مسه خودت؟؟ که اونا هم اين حرفا رو که زاييديه ذهنشون بوده تحويله تو دادن؟؟؟ از دو تا مطلب تو روزنمه که دوتا از دشمناش براش نوشتن يا گفتن؟؟اگه تا آلان اين افرادی که اين حرفا رو ميزنن تو روزنامه ها هيچکی بهشون کاری نداشته چون اميرخان خيلی آقا بوده که
از دستشون شکايت نکرده و اونا رو فقط به خدا واگذار کرده ،،،،نمونش امسال ،امسال ديگه نتونست تحمل کنه و بعد شکايتش خوبه ديدی که کی رو سياه شدو کی رو سفيد
ببينم تو چيزيو که هيچ سندی براش نداری فقط سندت دو تا روزنامه پارست روش مانور ميدی اما موفقيتيی که اميرخان کسب کرده و همش سندو مدرک واسش زياده اونا رو نميبينی؟؟؟
اگه نميبينی پس بايد بگم خيلی بدبختی....
غصه نخور اون رفت ديگه
اون رفت...
اون رفت تا دوباره روزی برسه که بهش بگن بيا که تيمت جايگاهش به جای اسمون تهه دره است
اون رفت تا اون روز دوباره بياد و منو تو رو خوشحال کنه
اون رفت اما اميدوارم دفعه بعد که خواستيم از کسی حمايت کنيم جوری حمايت کنيم که احدی نتونه اونو ازمون بگيره
اون رفت اما اميدوارم به خاطره دله شکسته ماها که مثله بعضيا کوته فکر نيستيم هرچه زود تر برگرده
اون رفت و اميدوارم دفعه بعد با شکوهتر از اين به استقلال برگرده
اون رفت و من اميدوارم تيمم به دره اي که يك بار طعمشو چشيدم دوباره سقوط نکنه
اون رفت اما فقط خودش رفت و همه خاطراتشو عشقشو محبوبيتشو تو قلبو دله ما هوادرا تا ابد جا گذشت
اون رفت اما بهتره ماها تيممونو ترک نکنيم تا دوباره برگرده
اون رفت اما نه براي هميشه و يه روز، دوباره، تو اين تيترو تو همين سايت ميبينی که نوشته:امير قلعه نويی به تيمش بازگشت
.
.
.
.
الهام
بگذار تا بگرييم چون ابر در بهاران..................کز سنگ ناله خيزد. روز وداع ياران *** يادش بخير از رختكن خارج شدي. فرداي اون روز يك بسته پيشنهادي از مديرعامل به دستت رسيد. بايد از بين استقلال و همكارانت يكي رو انتخاب ميكردي. بي انصافي نبود؟ تو روزهاي سختي كسايي بودند كه پشتت بودند و دست اونا هم توي اين قهرماني بوده. حالا بي انصافي نبود قيدشونو ميزدي؟ ياد دوران كودكيت افتادي. تو كسي بودي كه از 8 سالگي پدرتو از دست دادي و مجبور شدي با سن كمي كه داشتي هم درس بخوني و هم كار كني تا شكم مادر و برادرانت رو سير كني. تو از بچه گي روي پاي خودت وايستادي و به احدالناسي باج ندادي.... پس نبايد زير بار ميرفتي.
اون روز که تلفنت داشت زنگ ميخورد. نگاه کردي ديدي يه شماره آشناست. آره. خودش بود. هموني که منتظرش بودي.
مثل اينکه ميدونستي روزي از اين شماره بهت زنگ ميخوره.
حاجي پشت خط بود: اميرخان. شما جزو گزينه هاي فصل بعد ما هستي. اگه ميشه يه وقتي براي مذاکره بذاريم تا برنامه هاتون رو به هيئت مديره تحويل بديم
امير: دوباره چه خوابي برامون ديدي حاجي؟ اون سري که منو دعوت کرديد و فيروز شد سرمربي. کم حرف و حديث شنيدم؟ ولمون کن حاجي. ما کجا. استقلال کجا؟
حاجي: زود قضاوت نکن اميرخان. اگه ميخواي جواب رد بدي بده. ولي بدون دين همه اونايي که منتظر برگشتت هستند به گردنته. حالا خود داني.
ديگه صدا رو نميشنوي. انگار ماتت برده امير. يه لحظه بدون اينکه گوشي رو از روي گوشت برداري مات به يه نقطه خيره ميشي.
يادش بخير. اون روزي که براي اولين بار ساک آبي رنگتو برداشتي و با اتوبوس به محل تمرين تيم رسيدي. سني نداشتي. فقط 21 سالت بود که قرار بود لباس روياي دنياي کودکيتو تنت کني. يادته امير؟ شب از خوشحالي خوابت نبرد.
اومدي و همه رو انگشت به دهن گذاشتي. انقدر با انگيزه بودي که حضورت جاي خيلي ها رو تنگ ميکرد.
همه ميگفتن اين ديگه يهو از کجا سبز شد. از همون موقع مدال ژنرالي رو روي سينه ات زدند.
درست همزمان با وقتي بود كه حسادت ها عليهت شروع شد.
اونا نميتونستند يك شاهيني رو تو جمع خودشون جا بدند. ولي تو نميفهميدي چرا؟ از همون موقع عادت داشتي مقابل نا مهربوني ها و دشمني ها لبخند بزني. يه لبخند قشنگ كه چهره معصوم و چشماي نجيبت رو دوست داشتني تر ميكرد.
يادته امير؟ تيم رو فرستاند دسته 3. چه روزايي بود. يهو دورو برتو نگاه كردي ديدي هيچ كس نيست. تنهاي تنها مونده بودي. با خودت گفتي: اِ پس.... كه همش دم از غيرت ميزد كجاست؟ پس...... كه هميشه بعد از باخت تيم گريه ميكرد كو؟ ..... مگه نميگفت استقلال مال اونه؟ چيشد پس؟
همه پشت درخت قايم شده بودند. همه گذاشتند رفتند. تو موندي وحوضت امير. يادته؟ اومدن در گوشِت خوندن: امير تو هم نبايد بموني. اين استقلال ديگه استقلال بشو نيست. هوادارا هم دوسال صبر كنن ببينن خبري نيست بيخيال ميشن. الان تو جووني. استعداد داري. نذار پاي استقلال حروم بشي. كلي پيشنهاد داري. فوتبالتو خراب نكن امير. اين تيم ديگه چيزي نميشه. بيا بريم
يه لحظه ياد اون كودكي افتادي كه تو استاديوم تو بقل پدرش داشت گريه ميكرد. دلت شيكست. با خودت گفتي پس توئون دل شيكسته اين هوادارا رو كي ميده؟ نه من بايد بمونم. همون طور كه استقلال يه روزي منو از كوچه و خيابون جمع كرد و منو كرد امير قلعه نوعي. حالا من بايد دينم رو به اين تيم ادا كنم. من بچه پايين شهر هستم. نامردي و ميدون خالي كردن تو ذاتم نيست
يادته؟ توي اون اوضاع بد مالي حاضر شدي يه فصل مجاني واسه استقلال بازي كني. يادته؟ چقدر عرق ريختي. چقدر تمرين كردي. چقدر دوئيدي. وقتي ميرفتي خونه والده چشمش به در خشك شده بود تا بچه اش سالم از راه برسه. هر روز لاغر تر و زرد تر ميشدي. اصلا فكر خودت نبودي.
چه زحمتي كشيدي و چه جوني كندي تا تيم رو برگردوني دسته يك و سال بعد هم قهرمان بشه. اون روز دوباره تو استاديوم چشمت به اون كودك افتاد كه پدرشو بقل كرده بود و داشت از خوشحالي فرياد ميكشيد. اشك توي چشمات جمع شد. دستتو بردي بالا و گفتي خدارو شكر. از خداي خودت تشكر كردي. همون خدايي كه هميشه تورو اون بالا نگه داشته و نذاشته بيفتي. تو فكر خودت بودي كه پدر اون كودك صدات زد: ببخشيد امير آقا. ميشه با پسر من يك عكس يادگاري بندازي؟ اون خيلي شما رو دوست داره.....
همون روزا بود كه اونايي كه پشت درخت بودن دونه دونه اومدن بيرون: اصلا چرا امير بايد كاپيتان باشه؟ من هم بزرگتر از اونم هم سابقه ام بيشتره.
نميدونستي چي بگي. مثل هميشه خنديدي. همون خنده هاي قنشگ و دوست داشتنيت.
چيزي نگذشت كه يه صداي در گوشِت گفت: امير وقت رفتنه.
گفتي: چرا؟ من تازه 31 سالمه. الان 7-8 سال بزرگتر از من هستند كه سر و مر گنده دارن بازي ميكنن
جواب شنيدي: بايد بري امير. مطمئن باش حكمتي تو كاره.
چاره اي نبود. توي دوران اوج كفشها رو اويزون كردي و شدي دستيار سرمربي. بعد يه مدت هم رفتي آلمان تا چيزاي جديد ياد بگيري. علم روز مربيگري رو آموزش ببيني. و برگردي و دوباره مارو خوشحال كني.
اومدي و اين بار تيم شكست خورده پورحيدري رو تحويل گرفتي. هيچ فكر نكردي اگه شكست بخوري چي ميشه؟ آبروي خودت رو اوردي سر راه. واقعا دل شير داشتي. تيم رو قهرمان كردي و اون لبخند هميشگي رو لبت بود.
بازم دستتو بردي و بالا و خدا رو شكر كردي.
سال بعد نوبت از ما بهترون بود كه جاتو بگيرن. تو هم به عنوان مربي قهرمان حاضر شدي دستيار بشي. ولي اواسط فصل يه صدايي بهت گفت: وقت رفتنه.
گفتي: ولي تيم الان به من احتياج داره. من بايد دينم رو بهش ادا كنم.
گفت: نگرارن نباش. مطمئن باش حكمتي تو كاره.
رفتي و حكمتي هم تو كار بود. قرار نبود توي تيمي كه قراره نهم جدول بشه سهمي داشته باشي. خدا ميخواست بهت عزت و بزرگي بده. نه خواري و ذلت.
فصل بعدش نوبت خودت بود. هيچ كي حاضر نبود اون تيم آش و لاش رو تحويل بگيره. داشتي با خودت چيكار ميكردي امير؟ دلت ميخواست دل هوادارا شاد بشه. يادش بخير. دربي ها رو يكي پس از ديگري فتح ميكردي. اصلا انگار شكست توي خونِت نبود.
بعد از 2 فصل ناداوري و ناجوونمردي تونستي تيم رو به قله ليگ برتر برسوني. يادته امير؟ عجب روزي بود. تو آزادي نماز شكر خوندي و از خداي خودت تشكر كردي كه دل هوادارا رو شاد كرده. هنوز خوشحاليت تموم نشده بود كه.... يه صدايي گفت: وقت رفتنه امير...
گفتي: ولي من تازه با اين تيم قهرمان شدم. هنوز خيلي برنامه ها......
گفت: بايد بري امير. يه حكمتي توشه.
و گذاشتي رفتي. فصل بعد تيم چهارم شد و فصل بعدش سيزدهم.......
صداي تلفن رشته افكارتو پاره ميكنه
حاجي: امير خان. حاج امير. صداي منو ميشنوي؟ الو
ژنرال: هستم حاجي.
حاجي: پس چرا جواب نميدي؟ دو ساعته دارم صدات ميكنم
ژنرال: ببخشيد حاجي. يه لحظه رفتم تو فكر
حاجي: خب امير خان چيكار ميكني؟ مياي جلسه بذاريم برنامه هاتو بدي؟
ژنرال: چرا نميام حاجي؟ من به اين تيم و هوادارانش مديونم. هر كاري از دستم بر بياد كوتاهي نميكنم. ولي فقط تا آخر جام حذفي. چون به ازبسكتاني ها قول دادم.
حاجي: حالا بيا. با هم حرف ميزنيم
***
روز فينال يادته امير؟ با صلابت تر و محكم تر از هميشه تيمو قهرمان كردي.وقتي جامو رو دستاي علي منصور ديدم چه حالي بهمون دست داد. يادش بخير.
بعد بازي بود كه حرف از رفتن زدي. چشمت تو چشم هوادا افتاد. نتونستي دل بكني. به پيشنهادهاي ميلياردي پشت كردي و اومدي. قيد 700 ميليون مس رو زدي و موندي. موندي تا يه فصل رويايي داشته باشيم. انگار خدا يار دوازدهم تيم بود....
آخراي فصل يادته؟ چي به روز خودت اورده بودي امير؟ اون خنده هاي قشنگ و دوست داشتنيت كجا رفته بود؟ چرا بغض گلوتو گرفته بود؟ فداي چهره معصومت بشم بخند. مگه به اون حكمتي كه هميشه تورو اون بالا نگه ميداشت اعتقاد نداشتي؟ پس ديگه از چي ميترسي؟
اون شب كه رفتي زيارت امام رضا يادته؟ گفتي يا امام رضا. من براي خودم چيزي نميخوام. دل اين 20 ميليون آدم رو شاد كن. نذار دلشون بشكنه. چشم اميدشون به توئه. يا امام رضا. قول ميدم اگه منو شرمنده اين مردم نكني، بذارم از تيم برم. خودت كمكشون كن.
يه دعاي ديگه هم كردي. يادته؟
يكشنبه رو يادته امير؟ عجب روزي بود. انگار خورشيد يه جور ديگه ميتابيد. درو ديوار و درخت ها داشتند به ادم نويد يه روز قشنگ رو ميدادن. يه روز به ياد موندني. از گل رويايي جانواريو تا بازي مردونه خوزستاني ها. بغض گلوتو فشار ميداد. دولا شدي زمينو ماچ كردي. دستتو بردي بالا و خدا رو شكر كردي. از امام رضا تشكر كردي. تو رخت كن نتونستي جلوي خودت رو بگيري. جام تو بقلت بود و داشتي گريه ميكردي.
حتي براي چند لحظه از فكر حال خانم والده اومدي بيرون. يادت رفته بود كه كسالت داره. يهو مثل برق پريدي و زنگ زدي خونه. بابك گوشيو برداشت.
بابك: الو امير. بهت تبريك ميگم برادر. قهرمانيت مبارك..... صداي جيغ خوشحالي اميرهوتن از پشت تلفن ميومد. ياد دربي افتادي و اشكهايي كه ميريخت و امونتو بريده بود. بازهم اشك از چشمت سرازير شد و گفتي خدايا شكرت.
امير: بابك حال مادر چطوره؟
بابك: باور نميكني امير. انگار معجزه شده. سوت پايان بازي رو كه زدند حال مادر از اين رو به اون رو شد. تو هر دوتا حاجتتو از امام رضا گرفتي.
اشكهاي امير شديد تر شد. بلند گفت: يا امام رضا. ممنونم ازت.
يه لحظه يكي صدات زد: امير خان.
فكر كري يكي از هوادارن اومده تا عكس يا امضا ازت بگيره. برگشتي. يه چهره آشنا به چشمت خورد.
امير: ببخشيد من شما رو جايي نديدم؟
جوان: اميرخان شما اون موقع ها رو يادت نمياد. ولي من به خوبي اون روز يادمه. روزي كه از دسته سه برگشتيم و فصل بعدش قهرمان شديم
امير: شما؟
جوان يك عكس از جيبش بيرون مياره. يك كودك در كنار پدرش در آغوش امير. ياد اون روز ميفته. اشك تو چشمات جمع ميشه. مرد جوان هم داره گريه ميكنه. يه لحظه هم ديگ رو در آغوش ميگيريد.
جوان: امير خان نبايد مارو تنها بذاريد. شما بريد دوباره مثل فصل پيش تيممون رو تحقير ميكنن. شما نبايد بري.
يه لحظه يه صدا تو گوشت ميپيچه: وقت رفتنه
ديگه سوالي نميپرسي. مطمئن هستي اين بار هم حكمتي توشه.
مرد جوان رو از اغوشت خارج ميكني: من بايد برم عزيزم. مطمئن باش حكمتي توشه.
----
امير با چشمهان گريان از مرد دور ميشه و ميره. ميره و دوباره منتظر ميشينه. تا روز ي كه مجددا تيم قهرمانش رو به خاك سياه بنشونند و مجددا بيان سراغش.
اصلا امير براي همين ساخته شده. گرفتن تيمهاي بحران زده و قهرمان كردن. قرار گرفتن تو تيم قهرمان كار امير نيست.
امير رفت. انگار او انسان نبود. يك فرشته بود .يك فرشته نجات.
منتظر روز بازگشتت ميمونيم فرشته نجات.
دوستت داريم. هر جا كه باشي
-------------------------------
خونه خالی خونه غمگین خونه سوت وکور بی تو
رنگ خوشبختی عزیزم دیگه از من دور بی تو
مه گرفته کوچه هارو اما سایه تو پیداست
می شنوم صدای شب رو میگه اون که رفته اینجاست
تو با شب رفتی و با شب میای از دیار غربت
توی قلب من میمونی پر غرور و پرنجابت
حالا دست من تنها شعر دستات و میخونه
حس خوب با تو بودن تو رگای من میمونه
شوخی می کنیم جناب واعظ جناب واعظ آشتیانی مده ظله العالی میفرمایند: بنده نه به حرف هواداران مربي انتخاب ميكنم و نه به حرف آنها كسي را بركنار خواهم كرد. هواداران استقلال اين نكته را به خوبي ميدانند و به نظرم كساني كه از من خواستند قلعه نوعي را نگه دارم داشتند شوخي ميكردند *** بله آقاي واعظ. ما شوخي ميكنيم. نه فقط ما، بلكه آن هواداران سينه چاكي كه از شهرستانهاي مختلف به تهران مي آيند و شب را پشت ميله هاي سفيد ورزشگاه آزادي به صبح ميگذرانند، تا موعد فرا رسيده و دين خود را به تيم محبوبشان ادا كنند هم مشغول شوخي و مزاح هستند. بله. ما شوخي ميكنيم. روزبه بهرامي و روزبه بهرامي ها هم به شوخي جان خود را در كف قهرماني تيمي گذاشتند كه شما اكنون قدرت اول آن را در دست داريد و از دستمايه رنج و تلاش ديگران تناول ميكنيد. چه هيئت مديره و زريبافاني كه شمارا (در حالي كه بعيد ميدانيم پيش از اين زمين فوتبال ورزشگاه آزادي را از نزديك ديده بوديد) به اين سِمَت برگزيدند و چه ما هواداراني كه خودمان هم نميدانيم چرا تورا تشويق نموده و نامت را به جاي آنان كه نقش اصلي را در موفقيت تيم داشتند فرياد زديم، همه مشغول شوخي كردن هستيم.
چه ژورناليست هايي که رفع مشكلات مالي تيم، آنهم به بركت وجود انصاري و انصاري ها را به قدرت درايت و مديريت شما نسبت داده و چه رسانه مداراني كه كتابي حرف زدن و استفاده از كلمات قصار و جمله بندي هاي بي نقص شمارا سواد و فرهنگ و شعور مديريتي تلقي نمودند. آنها نيز با ما و شما شوخي دارند. اصلا اگر دقت كنيد همه چيز اين فوتبال چيزي جز شوخي نيست جناب واعظ. كه اگر جدي بود شما اكنون اينجا نبوديد. شمايي كه سال گذشته در چنين روزهايي، در خواب هم مشاهده نميكرديد كه در طول كمتر از يك سال بر مسند قدرت تيمي بنشينيد كه براي قهرماني بسته شده بود و بتوانید افتخاري كه حاصل زحمت سايرين بود را به نام خود ثبت كنيد. بله آقاي واعظ. اكنون اين هم از شوخي هاي بي رحم فوتبال است كه به شما قدرت تصميم گيري در مورد بزرگترين و پر طرفدارترين تيم ايران را كسب كرده ايد، تا حدي كه بتوانيد صاحب خانه ها را از خانه شان بيرون كنيد. ما شوخي ميكنيم جناب واعظ شما كه انساني جدي هستي، سري به كارنامه اكبرغمخوار و اكبر غمخوارها بزن كه پيش از شما خواستند براي بزرگ كردن و تيتر نمودن خود، روي نام بزرگان قلم قرمز بكشند و به تنهايي بر اريكه قدرت تكيه بزنند. برو و تاريخچه اينگونه انسانها را بخوان تا بداني اكنون در كجا قرار دارند و مشغول چه كاري هستند. *** اين ديگر شوخي نيست جناب واعظ. اگر صندلي مديريت را با تخت سلطنت اشتباه گرفته اي و فكر ميكني قدرت انجام هر كاري را داري، بنشين و عاقبت كار خود را تماشا كن. 
قشنگ ترین گل استقلال در این فصل: 7-گل جانواریو به پیام(پیام آور قهرمانی) بهترین بازی استقلال در لیگ هشتم بدشانس ترین بازیکن در بین استقلالی ها: بهترین داور در لیگ هشتم: 1-سعید مظفری زاده 2-محسن ترکی 3-یدا... جهانبازی و در آخر بهترین مخاطب های جهان: مخاطبین گل این وبلاگ (فقط همین یک گزینه وجود داره)
در نظر داریم تا ترین های فصل 87-88 رو در تیم همیشه قهرمان استقلال به دست شما مشخص بشه. این گزینه ها بهترینهایی بود که به ذهنمون خطور کرد و برای جلوگیری از پخش شدن آرا و به جمع بندی مناسب رسیدن از این رای گیری. خواهشا از بین همین گزینه ها انتخاب کنید. ممکنه گزینه هایی از قلم افتاده باشند ولی در کل اینها تا 90 درصد بهترین های واقعی بودند.
بهترین بازیکن سال استقلال:
1- فابیو جان واریو
2- مجتبی جباری
3- خسرو حیدری
4- آرش برهانی
5- حسین کاظمی
6- پیروز قربانی
7- وحید طالب لو
1-گل برهانی به پیکان (گل سوم بازی رفت- به صورت قیچی برگردان)
2-گل جانواریو به برق شیراز (ضربه ایستگاهی)
3- گل جباری به پرسپولیس (بازی برگشت)
4- گل عباسفرد به صبا باتری
5- گل امیر آبادی به داماش (جام حذفی- شوت از راه دور)
6- گل مجیدی به استقلال اهواز دور رفت (دومین گل فرهاد در این بازی)
1-استقلال- راه آهن (5-1)
2-استقلال- استقلال اهواز (6-0)
3-استقلال مقاومت (5-2)
4-استقلال- پاس (4-2)
5-استقلال- برق شیراز (4-1)
6-استقلال-مس (2-1) (گل دقیقه 90 برهانی)
1-علی علیزاده
2-امیدرضا روانخواه
3-فرهاد مجیدی
4-میثم منیعی
5- یدا... اکبری
6- سیاوش اکبرپور
ای نـام تـو بهتــرین سرآغاز / بـی نـام تو نامه کی کنم باز ای یـاد تــو مـونـس روانــم/ جـز نـام تـو نیست بر زبانم ای هسـت کـن اسـاس هستی/ کـوتـه زدرت دراز دسـتـی از آتـش ظـلــم دود مـظـلوم/ احـوال همه توراست معلوم *** فوتبال درس زندگي است. شايد به همين خاطر اين ورزش، محبوب ترين ورزش در دنيا محسوب ميشود و طرفداران بيشماري به خود اختصاص داده است. تاريخچه اشك ها و لبخند ها كه در صنوات طرفداري از اين پديده بين المللي كه در ذهن تمامي ما به وفور به ثبت رسيده است اين را اثبات ميكند كه فوتبال سوا از زندگي روزمره و حواشي و اتفاقات پيرامون آن نيست. كه اگر بود ما اكنون عشق به اين پديده اجتماعي، آنهم به اين شدت را نميتوانستيم در دل خود جاي دهيم. ما در زندگي خود به طور مستمر با اما و اگر هايي در ارتباط هستيم كه مدل و مانكن كوچك شده آن را در مستطيل سبز و 90 دقيقه بازي فوتبال و اتفاقات بيرون آن ميتوانيم ببينيم. جاه طلبي و قدرت. حرص و طمع، بخل و حسادت، دروغ و نيرنگ، كينه و عداوت و... در جامعه فوتبال به همان اندازه ريشه دوانده است، كه در زندگي روزمره نيز. به همين دليل است كه افراد موفق در فوتبال، همواره در مسير خود با كارشكني ها و كينه توزي هاي زيادي مواجه شده و رفتارهاي معاندانه و زدوبند هايي كه سد راهشان ميشود را هيچ گاه از خود دور نميبينند. به نوعي ميتوان گفت ميزانسن اين نوع رفتارها و دشمني ها از درجه بزرگي و موفقيت شخص نشأت ميگيرد و هرچه فرد بزرگتر و موفق تر (و البته محبوب تر) باشد، اين حسادت و بخل و كينه در ميان ساير هم رشته اي هاي خود را بيشتر مشاهده ميكند و در نتيجه ادامه مسير برايش از آنچه هست سخت تر و پيچيده تر ميشود. دليل آن نيز واضح و روشن است، به طور مثال شما وقتي به عنوان يك شخص بي كفايت و نا لايق در جامعه شناخته ميشويد، ولي در عوض بزرگي و ارزش اجتماعي را نسيب كسي ميبينيد كه از قضا روزي در مدرسه و يا هر محيطي در كنار شما به فعاليت مشغول بوده، طبعا بخشي از موفقيت اورا مطعلق به خود دانسته و از خود ميپرسيد چرا من مثل او نيستم. و وقتي به سراغ هر توجيهي به جز عدم كفايت و لياقت خود نسبت به آن شخص ميرويد، در حقيقت نميخواهيد قبول كنيد نسبت به آن شخص ضعيف و حقير محسوب شده و همين نا تواني در بالا كشيدن خود و مساوات با كسي كه آن را به غلط رقيب خود ميپنداريد، باعث ميشود در جهت معكوس، سعي در پايين كشيدن او از عرصه قدرت و محبوبيت باشيد تا لا اقل اكنون كه شما نميتوانيد به او برسيد، او را به خود برسانيد تا به جايگاهي هم سطح و يكسان رسيده باشيد. اين طرز تفكر خود به خود موجب ايجاد كارشكني و اجهاف در حقوق يك انسان شده و راههاي غير اخلاقي و غير انساني مثل تهمت، افترا، توهين، نشر اكاذيب، بدگويي، زدو بند هاي خارج ميدان و... را جلوي پاي شما نهاده و باعث ميشود روز به روز نسبت به ادامه مسيري كه در آن پاي نهاده ايد، جري تر و مصمم تر شويد. حال در اين ميان شما با در پيش گرفتن چنين طريقي، يك اصل بزرگ زندگي را (كه گفتيم فوتبال هم مدل كوچك شده زندگي است) ناديده گرفته ايد و آن دست عدالت طبيعت و اراده خداوندي است كه مانع پيش برد اهداف شوم و پليد اينچنيني ميشود. اگر به راستي در زندگي به اين اعتقاد رسيده باشيد كه جايگاه انسان ها در اراده مطلق خداوندي قرار دارد و اگر او نخواهد هر تلاشي بيهوده است، بايد اين را هم بپذيريم كه تا او نخواهد، انسان به دست خود نميتواند كسي را بالا ببرد و يا پايين بكشد. *** اين جمله هميشه از زبان ژنرال شنيده ميشد كه عزت و سربلندي دست خداست. اگر به تاريخچه آنچه گذشت نيز نگاهي بيندازيم و جايگاه كنوني ژنرال را با افرادي كه سعي در پايين كشيدن او داشتند مقايسه كنيم به اين نتيجه ميرسيم كه هيچ كس ياراي مقابله با اراده الهي را ندارد و سعي بيهوده در اين وادي، حكم آب در هاون كوبيدن را دارد. يك نگاه به مسيري كه ژنرال در 3 سال اخير طي كرد بياندازيد...... ابتدا قهرماني با استقلال در ليگ برتر شروع شد، امير آن روزها در اوج محبوبيت بود و جايگاه واقعي او در قلب هواداران چيزي بود كه كاملا لياقتش را داشت. امير محبوب ترين استقلالي آن روزها بود و هواداران روي اسم او قسم ميخوردند. جايگاه امير آن روزها به راستي دست نيافتني بود تا اينكه... همه چيز برگشت و شرايط براي امير عوض شد و او پا در مشكلات بزرگي گذاشت و سپس مسيري كه رو به سرازيري و قهقرا ميرفت، عدم نتيجه گيري در تيم ملي با دير ارسال شدن ليست استقلال به مسابقات آسيايي توأم شد و عده اي كه از پيش منتظر چنين فرصتي بودند اورا مقصر تمامي ناكامي ها جلوه دادند و امير تنها مربي تاريخ تيم هاي ملي بود كه بدون باخت بركنار شد و در پس آن مقصر كمكاري هاي ديگران در عرصه مديريت. ميرفت تا نام امير براي هميشه از استقلال و حتي فوتبال حذف شود. او از عرش به فرش آمده بود و ديگر كسي سراغي از ژنرال هميشه پيروز نميگرفت. پاي حجازي و حجازي ها به استقلال باز شد و ميرفت كه مسيري ديگر در راهي كه استقلال طي ميكند باز شود... امير آن روزها گوشه اي نشسته بود و سكوت ميكرد. كسي حتي تصورش را نميكرد او تا سالها بتواند به صحنه اول فوتبال برگردد. اما نام او ژنرال بود و تاريخ ثابت كرده بود خدا دوستش دارد. امير به مس رفت و در يك محيط بي حاشيه بار ديگر توانايي خود را به اثبات رساند و با نتايج درخشان خود همه را انگشت به دهان گذاشت. نتايج استقلال كه واقعا يك آبرو ريزي به تمام معنا بود هواداران را خسته كرده بود و آنها كم كم داشتند در مخيله خود خاطرات روزهاي طلايي با ژنرال را مرور ميكردند و اتفاقات بد و ناگوار داشت به دست فراموشي سپرده ميشد. بازي استقلال-مس بود. يك فرصت ويژه براي بازگشت. آن هم مثل هميشه با موفقيت ژنرال همراه بود و مشت هايي كه عليه جريانات منفي و كارشكن گره شده. گذشت تا اينكه فيروز هم پي برد مثل ناصر توانايي سروسامان دادن اين تيم را ندارد، پس اعتبار خود را برداشت و رفت. و يك خبر مثل بمب در شهر پيچيد...... امير قلعه نوعي به استقلال بازگشت، اين اتفاق با واكنش هاي متفاوتي توأمان شد. عده اي اورا ناجي استقلال ميدانستند و عده اي ميگفتند او هم در اين تيم بي كفايت تخريب ميشود. عده اي ديگر هنوز او را مقصر اتفاقات گذشته ميدانستند و عده اي.... قهرماني جام حذفي كافي بود تا امير مجددا دوباره اعتماد هواداران را به دست بياورد. و ليگي سرشار از هيجان و احساسات. حتي رسيدن به 17 جدول. حتي كارشكني امثال زرينچه و نوازي مايلي كلنگ حتي حاشيه سازي گل ها. خبر ورزشي ها و فارس نيوز ها و... نتوانست مانع اراده خداوندي شود. امير استقلال را مجددا قهرمان كرد و خواب را به چشمان دشمنان جديد و قديمي اش حرام. و در اين ميان امثال مجيد جلالي و غيور مردان اهوازي هم وسيله اراده الهي بودند. در آنچه خداوند خواسته بود. امير اكنون به جايگاه سابق خود برگشته و مخالفانش در كنج خانه دارند دندان قروچه ميكنند. اين است اراده خداوند در عزت و ذلت دادن به انسان ها. اشكهاي شادي امير را عشق است. دوستت داريم ژنرال اي پر افتخار ترين سرمربي تاريخ ليگ برتر
به گزارش خبرگزاري فارس، محمد مايلي كهن لحظاتي پيش متن بيانيه شماره 2
خود كه در واقع متن استفعفايش از سرمربيگري تيم ايران محسوب ميشود را به
شرح زير صادر كرد:
بسمه تعالي
بيانيه شماره 2
مربي شدن چه آسان، آدم شدن محال است
نميدانم چه بگويم، چه بنويسم. به قول مجري محترم برنامه نود، اين روزها
بلوايي در فوتبال ما به وجود آمده كه قداست آن را زير سوال برده كه همه آن
ناشي از بيانيه احمقي به نام مايلي كهن است. بله؛ محمد مايلي كهن. اين
مزدور به مردم و ميهن، كه به يكباره تمام قداست و زيبايي فوتبال ما را
شكسته و تنها نيمه خالي ليوان را ديده و همواره فرياد سر ميدهد اي مردك
(مايلي كهن) چگونه به خودت اجازه دادي با الفاظي مانند گنده باقالي،
كوتوله و ... تقدس شعاري حماسي مانند توپ، تانك، فشفشه و ... را از بين
ببري. شعار پرمحتوا و زيبايي كه در عين سادگي در مقاطع مختلف كاربرد اساسي
داشته؛ نه تنها در روابط با مايلي كهن بلكه ديگران نيز از آن بيبهره
نميمانند.(داور، بازيكن، مربي و ...) .
اي خائن(مايلي كهن) آدم بيمنطق و نادان چرا و با كدام منطقي توي احمق به
هنگام مسابقه تيم سايپا با استقلال تهران، هنگامي كه شعار ميدادند توپ،
تانك، فشفشه، مايلي كهن و... توي نادان در صندليت نشستي و دم برنياوردي.
اي مردك چرا با ديگران هم آواز نشدي و آن شعار را تو نيز سر ندادي، تازه
گناه بزرگتر اينكه چرا گوش پسرت (از معدود دفعاتي بود كه در ورزشگاه حاضر
ميشد) را نكشيدي و به او نگفتي كه پسرم تو هم اين شعار زيبا و بيمانند
را هم صدا با تماشاچيان فهيم زمزمه كن. توپ، تانك، فشفشه و ...
پسرم آنها به دليل حضور مبارك تو در كنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بيش از هميشه مورد لطف و تشويق خود قرار ميدهند.
پسرم هيچ ميداني كه پدرت در تمامي دوران قهرمانياش اين گونه مورد لطف و
حمايت قرار نگرفته بود. به راستي اي مزدور، خائن، گلادياتور، با كدام منطق
و جسارتي به خود اجازه دادي كه بازيكنانت بدون غل و زنجير در مسابقات حاضر
شوند.
اي مردك عقبمانده در هزاره سوم با كدام جسارتي اين همه اتحاد و همدلي بين
تماشاگران را ناديده گرفته و درصدد آن هستي تا در بين آنها فاصله انداخته
و اختلاف به وجود آوري. چگونه است كه چشمانت را بستي و بهترين تماشاگران
دنيا را نميبيني.
اي بدبخت فلك زده، اي مردك عقب افتاده، بيشتر اين عقبافتادگيات به خاطر
اين است كه نميخواهيم تماشاگرنماهاي واقعي را از كانال تلويزيوني همسايه
ببينيم، هر چند چند بار دعوت شدي و ديدي كه تماشاگرنماها چگونه
بازيكنانشان را وقتي گل ميزنند ميروند و در بغل آنها قرار ميگيرند. اگر
تماشاگرنماها نبودند كه ميبايستي تكه بزرگ بازيكن، گوش او ميشد. بيچاره
در به در از آن جا مانده، از اين جا رانده. اگر او تماشاگرنما نبود كه
فاصله سكوهاي تماشاگران با زمين مسابقه از بين نميرفت و مي بايستي بين
آنها خندقي كنده ميشد.
بله آنها تماشاگرنما هستند كه پس از اتمام بازي براي هر دو تيم دست
ميزنند. اصلا آنها نه تنها تماشاگرنما هستند بلكه شرف و غيرت و مردانگي
ندارند. مگر ميشود تيم مورد علاقهشان بازي را واگذار كند و او براي تيم
خود و رقيبش دست بزند.مگر ميشود تيم مورد علاقهاش در پايان مسابقه بازي
را واگذار كند و رگ گردنش بيرون نزند. مگر نميديدي كه اين مسابقه آخرين
مسابقه تيم مورد علاقه او و تو ميباشد. پس بايد بر اساس اصول حرفهاي گري
از هر طريق ممكن و با هر ترفند در اين مسابقه پيروز از زمين خارج شود.
اينها را كه ديدم و شنيدم به خود آمده و گفتم پس اي آدم كوتوله اين اراجيف
چه بود كه در بيانيه اول نوشتي. اين همه غوغا و بلوا در فوتبال نجيب و پاك
ما بوجود آوردي. از خودت خجالت بكش و به خاطر اين همه پاكي، دوستي،
صميميت، اتحاد، مردانگي، تماشاگر خوب، بازيكن خوب، داور خوب، مربي خوب،
مدير خوب، ورزشگاه خوب، فدراسيون خوب، روزنامه خوب، خبرنگار خوب، تلويزيون
خوب، راديوي خوب و خيلي خوبهاي ديگر و به خاطر اينكه قداست اين همه
خوبيها را شكستي از همه معذرت بخواه و طلب عفو كن و با صداي بلند بگو من
لايق و شايسته مربيگري تيم ملي كشورم نيستم و از اول هم ما اشتباه بوديم.
عجيب است كه رودهدرازي ميكنم اما اين پسر؛ عليرضا (نوهام) اين شعر را
ميخواند: يك توپ دارم قلقلي، سرخ و سفيد و آبي، ميزنم زمين هوا ميره،
نميدوني تا كجا ميره. من اين توپو نداشتم ،مشقامو خوب نوشتم ، بابام
بهم عيدي داد يك توپ قلقلي داد.
بابا ،عليرضاي بهتر از جانم تو هم وقت گير آوردي اما به خودم ميآيم و
ميگويم اين پسر 3 ساله از من كوتوله 55 ساله عقلش بيشتر است. صدايش
ميكنم و ميگويم، عزيزم عجب توپي، عجب صفايي، عجب معرفتي، عجب مروتي، عجب
مردانگي، عجب دوستي، بابا عليرضاي بهتر از جانم مي شه به من هم يكي از اون
توپ ها را بدي و با همان پاكي و صداقت صميميت و معصوميت تو.
محمد مايلي كهن از همه جا رانده و مانده اما يارب نظر تو برنگردد.
باشگاه استقلال اهواز در حمایت از باشگاه استقلال تهران در قبال بیانیه روز گذشته محمد مایلی کهن بیانیه ای را صادر کرد.
بیانیه باشگاه استقلال اهواز در حمایت از باشگاه استقلال تهران
این بیانیه به شرح زیر است:
اما خود را محق می دانیم تا به عنوان عضو کوچکی از خانواده بزرگ استقلال ایران با طرح دعوی در مراجع قضایی کشور و تلاش جهت احقاق حق شما مردم عزیز و به ویژه خیل عظیم هواداران آبی دوست از آبرو، عزت و شرف نام استقلال دفاع کنیم.
باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال اهواز، علی شفیع زاده
دوستان بيانه رو براي ژنرال ارسال كردم. متنش رو هم به زودي اينجا قرار ميدم. ديگه امكان اعلام امادگي وجود نداره. با تشكر
یک ضرب المثل معروف میگوید: در جواب صحبت های فردوسی پور: من درخشان ترین کارنامه را در تاریخ تیم ملی بزرگسالان و امید داشته ام. شما انتقاد نمیکنید، تخریب میکنید.
آب که سربالا برود. قورباغه ابوعطا میخواند.
این مثل گرانبها مصداق قورباغه های انسان نمایی است که تعداد زیادی از آنها در جامعه ما و بلاخص فوتبال ما به وفور یافت میشوند.
***
وقتی از خود میپرسیم چگونه یک نفر بدون مدرک مربیگری و بدون هیچ کارنامه روشن و حتی یک مقام نصفه و نیمه سرمربی تیم ملی میشود
وقتی از خود میپرسیم چگونه همان فرد پس از دوره ناکامی و تحقیر فوتبال ملی و پس از مدتهای مدید بیکاری و خانه نشینی، بدون تجهیز به کوچک ترین دریچه ای از علم روز فوتبال، سکاندار هدایت بهترین تیم ملی امید تاریخ فوتبال ایران میشود.
وقتی از خود میپرسیم چگونه همان فرد پس از گندی که در تیم امید بالا آورد، همیشه گزینه اول تیمهای بدون مربی بود، و همیشه هم رکوردهای تاریخی در لیگ برتر از خود برجای میگذاشت (تیم پیکان در 9 بازی با سرمربیگری این فرد، حتی یک گل هم نزد و از این حیث رکوردی شکست ناپذیر از خود برجای گذاشت و همان فصل پیکان به دسته پایین تر سقوط کرد، و تیم فولاد هم 2 سال بعد از قهرمانی در لیگ برتر، به دست ایشان سپرده شد و تا هفته های میانی فصل سرمربی این تیم بود و به دلیل افتضاحی که در این تیم نیز برجای گذاشت باعث سقوط آن گردید) هیچ گاه بدون تیم نماند
وقتی از خود میپرسیم چگونه یک نفر پس از 4 سال بیکاری، در عرض کمتر از 6 ماه، سرمربی یکی از پرمهره ترین تیمهای لیگ برتر و پس از آن سرمربی تیم ملی ایران میشود.(همان کسی که به دلیل نتایج تحقیر آمیز از تیم ملی بزرگسالان و امید برکنار شده بود)
وقتی از خود میپرسیم چگونه یک نفر در همه حال از حامیان درجه یک دولت وقت و ضمام داران امور میشود و در عین حال نسبت به دولتمردان سابق بدگویی میکند و اتفاقا با استفاده از این تز، همیشه موفق و در جامعه فعال میباشد.
وقتی از خود میپرسیم چگونه کسی که به دلیل ایجاد حاشیه های مخرب و تخریب شخصیتیي، از صحبت در مورد تیم ملی محروم میشود(و البته هیچ کسی از او نمیپرسد چرا رای دادگاه را به هیچ کجای خود حساب نمیکند) به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب میشود.
و وقتی از خود میپرسیم چگونه همچین کسی اصلا توانسه وارد جامعه پاک و شریف وبا فرهنگ فوتبال شود
تنها به یک پاسخ مشترک میرسیم:
اینجا ایران است
***
بله عزیزان. این چنین است که روابط بر ضوابط ارجح میشود و نالایق های ماله کش در محضر حضور دولتمردان محترم،
جای مربی های فوتبال را میگیرند و به این توجهی ندارند که سرمربی تیم ملی فوتبال یک کشور، باید دارای شعور فنی و فوتبالی و
فهم و درک انسانسی و اجتماعی باشد و حداقل در کارنامه سیاه خود سرسوزنی ادراک عقلانی که وجه تمایز یک انسان از سایر مخلوقات الهی و حیوانات میباشد نشان دهد، نه شرکت در یک همایش انتخاباتی و حمایت از کسی که قدرت فعلا در دست اوست و در حال حاضر تنها اوست که میتواند مایلی کلنگ ها را در جمع انسان ها راه دهد و حتی در عنوانی خنده دار، او را سرمربی تیم ملی فوتبال ایران لقب دهد.
حال اگر سوای تهی بودن دانش و سواد این شخص از کوچکترین و پیش پا افتاده ترین مسائل فوتبالی که در مورد لزوم یک سرمربی، که حتی در اختیار یک تماشاگر معمولی فوتبال میباشد، کمی انسانیت در وجود این افراد مشاهده میشد، انقدر دلمان نمیسوخت که اکنون مثال سربالا رفتن آب و ابوعطا خواندن قورباغه را مطرح کنیم که واقعا افسوس به حال قورباغه.
این انسان نمای معلوم الحال که برای فریب اذهان عمومی و ظاهر سازی، همواره نام خداوند بزرگ و بلند مرتبه را بر دهان میاورد،
چگونه به خود اجازه میدهد که از طول قد یک انسان که نه امری اختیاری، بلکه بنا بر اراده و اعطای خداوندی صورت گرفته است ایراد بگیرد و با لحنی تمسخر آمیز، نامی که در خور شخصیت خود و خانواده اش است را به کار ببرد؟
آیا ایراد گرفتن از قد کوتاه یک شخص تخریب او محسوب میشود و یا آفریننده او؟
همانطور که روزی از لقمان حکیم که از چهره ای بد نما برخوردار بود و مورد تمسخر عده ای از معلوم الحالان جامعه که ادامه نسلشان به امثال مایلی کلنگ رسیده است پاسخ شنیده شد که: از چهره من ایراد میگیرید یا از آفریننده آن؟
پس واضح است این شخصیت ملعون و کثیف الذات حتی از نام خداوند هم برای رسیدن به اهداف شیطانی و مقاصد پلید خود سو استفاده میکند و عقده های درونی که ریشه در کودکی نا معلوم و رشد در خانواده ای که سلامت آن مورد تردید است را این چنین تخلیه میکند که این نه از بزرگی امثال قلعه نوعی و قلعه نوعی ها میکاهد و نه امثال او را در جرگه انسانهای بهره مند از نعمت شعور و فهم جای میدهد.
چرا که مردم ما و مخاطبین آگاه و پیگیر، در عصر ارتباطات، افرادی بی شعور و چشم و گوش بسته نیستند و دوغ و دوشاب را از هم سوا میدهند.
برای اثبات درجه شعور این شخصیت بهتر است نگاهی به آرشیو سخنان گهر بار او که فقط به طنزی برای خندیدن و شاد شدن میماند بزنیم. شاید چیزی غیر از این دستگیرمان شد:
***
در تقابل با علی پروین: ایشان را اصلا یک مربی فوتبال نمیدانم. چرا که در حساس ترین روزهای لیگ، به جای اینکه بالای سر تیمش بایستد، برای تفریح و خوشگذرانی به ویلای شخصی اش در رامسر میرود و دلش برای این تیم و هوادارانش ذره ای نمیسوزد
در تقابل با ناصر حجازی: مگر این بابا مربی هم هست؟ من که ایشان را نمیشناسم. فقط میدانم بعد از مالدیو رکورد گل خورده را در استقلال رشت دارد. اگر مدرک مربیگری دارد رو کند. از نظر من او مربی محسوب نمیشود
در تقابل با امیر قلعه نوعی: پولی که صرف رفت و آمد دستیاران قلعه نوعی میشود مربوط به بیت المال است و نباید بیهوده حیف و میل شود
در تقابل با مجید جلالی: اورا خودم به سایپا آوردم و بزرگ کردم. در حالی که اشتباه کردم و اصلا در حد فوتبال نبود
در تمجید از مجید جلالی و تقابل با برادران شفیع زاده: موقعی که جلالی معلم بود، شفیع زاده ها تاتی تاتی میکردند
در تمجید از ایمان مبعلی: او بهتر از دیوید بکام ضربه کاشته میزند
در تقابل با افشین قطبی: او یک انالیزور است و چیزی از سرمربیگری نمیداند. حیف پول های بیت المال که پای او ریخته شد
این شخص با ا فراد زیر نیز کش مکش داشته است:
علی دایی، خداداد عزیزی، رضا شاهرودی، مهدی مهدوی کیا، مرحوم پرویز دهداری، عباس انصاری فرد، محمد حسن انصاری فرد، اکبر غمخوار، بلازویچ، برانکو، دنیزلی، حسن روشن، مهرداد میناوند، پرویز برومند، نادر محمدخانی، نیما نکیسا، محمد دادکان، داریوش مصطفوی، محسن صفائی فراهانی، سعید فائقی، مهندس هاشمی طبا، مهرعلیزاده، امیر عابدینی ،علی کفاشیان و...
این شخص 6 بار توسط: عزیزی، قلعه نوعی (2 بار) ، دایی، برادران شفیع زاده، و یک خبرنگار ورزشی مورد شکایت قرار گرفته و دادگاهی شده است و در هر 6 مورد نیز توسط دادگاه محکوم گشته است. و از این حیث نیز رکورددار میباشد
ایشان در خیلی از موارد از حرفهای خود برگشته و نشان از دورو بودن و نان به نرخ روز خوردنش میباشد. نمونه اش موضع تند و سپس حمایت از خداداد عزیزی، مجید جلالی و... بوده است و این اواخر هم از علی دایی معذرت خواهی کرده و برای ماله کشی نزد او به فروشگاه او مراجعه کرده است.
***
او در خزعبلنامه خود یک بار دیگر شعور نداشته و شخصیت زیر صفر خود را با ادبیاتش و به کار بردن الفاظی که خود و خانواده اش با آنها شناخته میشوند به همگان ثابت کرد و ما هم قضاوت در باره این موجود انسان نما را که با تمامی بزرگان فوتبال ایران از جمله پروین، حجازی، قلعه نوعی، دایی و 4 رئیس فدراسیون و 3 رئیس سازمان تربیت بدنی را به شما عزیزان واگذار میکنیم.
بی شک عزت و سربلندی همیشه نزد خداوند بوده و مطمئن باشید روزی میرسد که مجددا تحقیر و لگدمال شدن شخصیت نداشته اش را، این بار در تیم ملی مشاهده خواهیم کرد. زیرا فرار از چنگال عدالت طبیعت ممکن نیست.
***
بنده به نوبه خود شاید تا دیروز حرکت تماشاگران استقلال در توهین به این شخص را نادرست میدانستم، ولی اکنون به اشتباه خود پی برده و فهمیدم آنچه در روز بازی در استادیوم سر داده شد، کاملا به جا و صحیح و در شان و منزلت مایلی کلنگ و خانواده اش بوده و به عنوان یک استقلالی، از اینکه تیم محبوبم چنین تماشاگران فهمیده و سنجیده کاری دارد که حق مطلب را به خوبی در مورد او ادا کردند افتخار میکنم و دست تک تک آنها را از دور میبوسم. و البته خودم هم دوست داشتم اگر رسالت قلم و چهارچوب فرهنگی این محیط ، به من اجازه میداد کمی واقع بینانه تر و مستحق تر در مورد این فرد صحبت میکردم و من هم مثل هواداران استقلال آنگونه که لایقش بود با او سخن میگفتم.
ولی چاره چیست که فرهنگ استقلال و استقلالی میگوید با همه بیش از لیاقتشان سخن بگو تا فرق میان تو و او مشخص گردد.
به قول شاعر:
هرکس بد ما به خلق گوید..... ما سینه زغم نمیخراشیم
ما خوبی او به خلق گوییم...... تا هر دو دروغ گفته باشیم.
به راستی که اینگونه حرف زدن در حق امثال مایلی کلنگ، نهایت خوب گویی و احترام گذاشتن به شخصیت نداشته اوست و حقیقتا بهتر از این نمیشود اورا مورد خطاب قرار داد. نظر شما چیست؟
رتبه نام و نام خانوادگی امتیاز 2 محمد شیرازی 29 3 مائده طباطبایی 25 هلیا؟ 20 19 آرش 3 با پوزش از شما عزیزان به علت تاخیر زیاد بنده. یک سری اسامی هم جدیدا باید اضافه بشند که به زودی اعمال میشه. لیگ پیش بینی جام باشگاه های آسیا هم به زودی در اختیارتون قرارداده میشه. با تشکر
1
رضا؟
30
3
محمدرضا فراهانی
25
4 عبدالرضا فرتوک نژاد 23
4
میلاد حسندخت
23
5
سلمان یزدانی
21
6
6
مهدی حسن زاده
20
7
حمیدرضا آفاق
19
8 محمدحسین خلیلی 18 9 محمدصادق محققی 17
9
امیر نبییی
17
9
امیر حسین طالبیان
17
10
اکرم آبید
16
11
دانیال
15
11 امیر قیومی 15 12 سعید رضی پور 13
13
رسول احمدی
11
14
مازیار
9
14 محمد 2 آتیشه 9
15
سیاو کیا
7
16 مسعود 6 16 امین علی اکبرزداه 6
17
امین
5
17
رضا نظری
5
18 میلاد 4
18
سعید م
4
19
نسیم
3
19
عباس
3
20 صادق 2
20
یونس
خداوند به ملائکه میفرماید: در
دو حال از دست بندگانم خنده ام میگیرد. اول اینکه بخواهم کسی را عزت و
سربلندی دهم و آنها بیهوده تلاش در پایین کشیدن آن داشته باشند، و دوم اینکه بخواهم خواری و ذلت نسیب کسی گردانم و سایرین برای بالا آوردن او تلاش کنند. *** خب انصافا هم سخت است. چرا
تمام موفقیت ها. محبوبیت ها و جایگاه های ارزنده اجتماعی سهم امیر قلعه
نوعی گردد و ما کنار گود باشیم؟ مگر او چه دارد که ما از آن بی نسیبیم؟ جواد زرینچه را میگوییم. رکورد
دار بازی ملی در میان استقلالی ها. رکورد دار بستن بازوبند کاپیتانی
استقلال و تیم ملی در میان آبی پوشان. تنها بازیکن ایرانی دارای یک
قهرمانی و یک نایب قهرمانی آسیا. ارسال پاس گل در جام جهانی. سالها
قهرمانی در لیگ و جام حذفی و... چقدر از افتخارات او بگوییم و
بنویسیم تا شما هم مثل ما به این نتیجه برسید که بیرون گود نشستن برای
چنین آدمی سخت است. روی جلد نبودن و مورد مصاحبه قرار نگرفتن دشوار است و
شنیدن نام دیگران روی سکوهای ورزشگاه آزار دهنده. چقدر از حرکات و رفتارهای نا
متعارف او در قبال تیم به اصطلاح محبوبش بنویسیم تا بگوییم این حال روز
کسی است که میتوانست محبوب ترین استقلالی تاریخ باشد. آری میتوانست. ولی
نخواست. آن روزی که از فرمان ناصر
حجازی سرپیچی کرد تا او را برکنار کرده و خود بر مسند قدرت نشیند نخواست.
آن روزی که پورحیدری به او گفت: جواد وقت خداحافظی است. خودت از فوتبال
خداحافظی کن قبل از اینکه دیگر تورا نخواهند. و در پاسخی بی شرمانه گفت:
به شما ارتباطی ندارد. من هنوز توان بازی در خودم میبینم. و ماند و در یک
فصل با 3 گل به خودی و هزار و یک اشتباه آماتورانه تبدیل به سوراخ تیم شد
و جایی که حریفان برای نفوذ به دروازه روی آن تمرکز نموند. نخواست. آن روز
که با پای خود نزد امیر قلعه نوعی آمد و گفت مرا در کادرفنی خود جای بده و
جواب منفی شنید نخواست. و امروز هم که به پیشنهاد باند مافیای ژورنالیستی
کشور که به غلط تصور میکردیم با دستگیری 2-3 نفر ریشه کن گشته است پاسخ
مثبت میدهد تا با دوستان خود تیمی برای به حاشیه راندن استقلال و سنگ
اندازی در راه قهرمانی این تیم تشکیل دهند و بازیگر سناریویی باشند که
دیگران در جهت منافع خود نوشته و به اجرا در آورده اند، همچنان نمیخواهد. آری. محبوبیت و موفقیت قلعه
نوعی به زیان خیلی ها تمام خواهد شد و دوران حکومت بسیاری را پایان میدهد.
پس از جواد زرینچه که او هم یک انسان است و جایز الخطا انتظار نمیرود با
این موضوع به خوبی کنار آید. دلیلی هم ندارد که بگوییم از او بیشتر از
امثال نوازی و اکبرپور معلوم الحال و روزنامه هایی که خب باید از طریقی
نان به سفره زن و فرزندشان ببرند انتظار و توقع داریم. چون ادعایش نسبت به
تعصب به پیراهن آبی بیشتر از آنهاست و طبیعتا سهم خواهی او نیز بیشتر و
توقعش بالا تر است. نیازی هم نیست که به او
یادآوری کنیم که سرنوشت خیلی بزرگتر و محبوب تر از زرینچه ها که قصد به
حاشیه راندن اهداف و موفقیت های قلعه نوعی را داشتند و با دروغ سوار کردند
میخواستند سد راه موفقیتش شوند را ملاحضه کند. خانه نشینی و عدم محبوبیت و
مقبولیت اجتماعی کمترین زیانی است که اساتید زرینچه از پا نهادن به مسیری
که او امروز تازه در حال تجربه کردن آن است، برده اند. آری شاید اینگونه افراد با چنین ترفندهایی
توانسته باشند مدتی نه چندان طولانی، صندلی قدرت و ریاست را به خود اختصاص
دهند. ولی این جایگاه به ناحق به دست آمده نه تنها باعث موفقیت آنها و قلعه نوعی
شدنشان نگشته است، بلکه تیر خلاصی بر پیکره نیمه جان محبوبیت آنها بوده و
آن نیمچه مقبولیتی که در نزد اهالی فوتبال داشته اند را نیز از دست داده
اند. *** ما هیچ نصیحتی برای تو نداریم
جواد. گله ای هم نیست. به مسیری که در آن پای نهادی تا انتها ادامه بده و
در راه هدفت از هیچ تلاشی فروگزار نکن. نیازی هم نیست که به فکر پس دادن
جواب اعمالت در پیشگاه خدا باشی. خدا اکنون دارد به تو و امثال تو میخندد.
چون خودش چنین گفته است. و ما هم به حال تو و کسانی که شعور مخاطبین
فوتبال را نادیده گرفته میخندیم. ادامه بده جواب. ادامه بده.
طبق خبری که به دستم رسید مجتبی جباری هافبک پرمدعای استقلال، پس از مدتها اختلاف نظر با امیر قلعه نوعی که باعث شده بود ختی ژنرال قید حضور او در بازی با الاتحاد را بزند (که با وساطت اطرافیان ختم به خیر شد)، این بازیکن با حرکت زننده ای که بعد از تعویض خود انجام داد موجبات خشم سرمربی تیم رو فراهم آورد. طبق شنیده های ما ژنرال به اطرافیان خود در مورد این بازیکن فقط یک جمله گفت اونم این بود: برسیم تهران میدونم باهاش چیکار کنم. اینطور که مشخصه اینبار قضیه جدی تر از دفعات گذشته هست و حتی ممکن است ژنرال او را اخراج کرده و یا با درخشش روانخواه و رینالدو در تمرینات، قید استفاده از جباری را بزند و او را تا پایان فصل نیمکت نشین کند. البته باید صبر کنیم و ببینیم پس از بازگشت تیم به تهران. امیر خان چه عکس العمل رسمی ای در مورد این حرکت نشان میدهد. آیا طبق آنچه از او سراغ داریم این غوغا سالار را سرکوب نموده و یا برخلاف همیشه مصلحت اندیشی مانع برخورد او با بازیکن خاطی میشود. چیزی که بدیهی است این است که در سال آینده از بین جباری و ژنرال یک نفر در استقلال حضور خواهد داشت و دیگر شاهد همکاری این دو در یک تیم نخواهیم بود.
بی لیاقتی هم حدی دارد. اومدی استقلال چه بکنی؟ همون یک بار تیم رو قهرمان کردی و با فحش ناموس بدرقه ات کردند برایت بس نبود؟ دوباره سرتو انداختی پایین و برگشتی که بگی چی؟ فکر کردی تخم دوزرده برایت کرده اند؟ مگر همین مس 700 میلیون بهت نمیداد؟ مگه پاختاکور برات دعوت نامه نفرستاد؟ اصلا اینها هم به کنار. مگه بدون تیم میموندی؟ مگه از امارات پیشنهاد نداشتی؟ برگشتی چیکار بکنی؟ تیم سیزدهم جدول رو ببری آسیا که چی بشه؟ با یه باخت بهت توهین کنند؟ فکر کردی وجدانشون بیداره که بهشون بگه اگه تو نبودی رنگ آسیا رو هم نمیدیدن؟ فکر کردی درکشون اونقدر بالاست که یه لحظه به فکر صعود 13 پله ای توی این فصل باشند؟ حالا بنشین یک گوشه و گوش کن. میبینی؟ هر چی دلشون میخواد دارن میگن. حقته امیر. لیاقتت همین حرفاست. باید زودتر میفهمیدی اینجا جای تو نیست. اینها لیاقتشون همون کت شلوار پوش ها و کروات زن ها و عینک دودی به چشم هایی هستش که با تیم کاری میکنند که برد تیم ته جدولی با اختلاف یک گل برامون تبدیل میشه به یه آرزو و وقتی یک تیم در حد محلات رو هم میبریم تا یه هفته از خوشحالی خوابشون نمیبره. خودت کردی امیر. خودت کردی که لعنت بر خودت باد. تا دیر نشده بار و بندیلتو ببند برو. شاید اینها بهتر از تو توی جیبشون قایم کردند که میتونه توی عربستان به الاتحاد 6 تا بزنه. بذار مربی محبوبشون بیاد روی کار تا نتایج خوب و درخشان بگیره و براش هورا بکشند. برو امیر. اینجا دیگه جای تو نیست. --------------------------------------------------------------------- بعد از بازی امروز در قسمت نظرات. پیام هایی خوندم که بعد از خوندنش از خودم بدم اومد. که چرا این سایت رو راه اندازی کردم که توش چنین حرفهایی زده بشه. ولی کاریش نمیشه کرد. به احترام تعداد مخاطبین با انصاف و با معرفتمون هم که شده نمیتونیم به تعطیل کردن اینجا فکر کنیم. پس چاره ای نداریم که بمونیم و مدل کامنتها رو تحمل کنیم. واقعا شما هواداران عزیز و دوست داشتنی و با معرفت ارزش اینو دارید که به خاطرتون سختی تحمل چند نفر رو به خودمون بدیم. همینجا از معرفت شما عزیزان تشکر میکنم و دست تک تکتون رو از دور میبوسم. ----------------- در ضمن. اون عده ای که نظرات اون مدلی گذاشتند بدونند قبل از ورود به هر مکانی نوشته بالای اون مکان رو بخونند ببینند درست وارد شدند یا نه. اونها لازم نیست برای خودشون متاسف باشند که به این سایت میان. ما به اندازه کافی امروز برای خودمون متاسف شدیم. خواهش میکنیم برکت وجودشون رو از ما دریغ نمایند و به محیط های اینترنتی مناسب تری که افراد هم فکر و هم نظر خودشون توی اونجا حضور دارند بپیوندند. اگه آدرس این مکان ها رو ندارند از طریق ایمیل وبلاگ مارو در جریان بذارند تا لینک بدیم بهشون. نکته: متاسفانه مجبوریم از این پس مجددا نظرات رو به صورت تاییدی در بیاریم که هر نوشته ای در معرض نمایش عموم نیاد نکته بعدی:امیر...من و شهریار تا ابد نوکرتیم.هر کسی لیاقت نوکری تورو نداره.نوکری به حرف نیست و به عمل هست.دوست داریم هرجا باشی و هرکاری کنی.ما فقط یه ژنرال داریم اونم تویی.
دوستان زیادی از طریق کامنت و ایمیل از ما خواستند که در مورد این موضوع که همه جا با اسامی مستعار درج شده بود کامل تر و واضح تر توضیح بدیم. این قضیه برمیگرده به یک سال پیش که فدراسیون فوتبال در پی لو رفتن لیست بازیکنان تیم ملی امید و یک سری اخاذی که این پرونده رو به جریان انداخت و ادامه داشت تا 2 ماه پیش و شکایتی که 3 نفر از یک باند مافیایی دلالیسم در فوتبال که به قدرت زیادی هم رسیده اند شده بود و تحویل مقامات قضایی گردید. ماجرا از این قرار بود که یک باند مافیایی که در رساندن چند مربی و بازیکن به تیم های مطرح و متمول و پرطرفدار و حتی تیم ملی تاثیر بسزایی داشتند سالهاست که در فوتبال ایران به نوعی داشتند آقایی میکردند و در این بین در هر فصل و به خصوص فصل نقل و انتقالات پول کلانی به جیب میزدند. اعضای این باند متشکل بود از 2 ژورنالیست مطرح و پر اسم و رسم و 3 نویسنده جوان در روزنامه ها.3 نفر دلال بازیکن که به عنوان مدیربرنامه بازیکنان مشغول فعالیت بودند و 2 عضو پر نفوذ در فدراسیون فوتبال که همگی دستگیر شدند. اما تا اونجایی که شنیدم سردسته اصلی این باند شخصی هستش که از نظر اسمی چندان مطرح نیست ولی قدرت و نفوذ بالایی داره و متاسفانه متواری شده و هنوز نتونستند دستگیرش کنند. اسم یکی از اون دو ژورنالیست بزرگ که به عنوان <ن.ا> ازش یاد شده بود ناصر احمد پور سردبیر سابق روزنامه های خبرورزشی. نود و البرز ورزشی بود که آخرین روزهای فعالیت کثیفش رو به عنوان سردبیر خبرورزشی فعالیت میکرد. تا اینکه چندی پیش این شخصیت در محل کار خود در دفتر روزنامه به همراه 2 تن از نویسنده های این روزنامه که در ردیف اتهام این پرونده قرار داشتند، در جلوی چشم اعضای تحریریه دستگیر و روانه بازداشتگاه شدند. از سرانجام وضعیت این اشخاص تا روز برگزاری دادگاه رسیدگی به پرونده اطلاعی در دست نیست ----- نکته جالب توجه این که یکی از اون 3 شاکی که اسمشون آورده شد امیررضا واعظی آشتیانی مدیرعامل کنونی باشگاه استقلال هستش که این عمل شجاعانه جای تقدیر بسیار داره. البته از گوشه و کنار شنیده میشه یکی از کسانی که به عنوان متهم این پرونده اسمش بر سر زبان ها افتاده علی فتح ا... زاده خویی هستش که هم در زمینه روزنامه نگاری و ژورنالیستی دستی در 2-3 مجله و روزنامه پرتیتراژ و پرطرفدار داره و هم مدتی به عنوان مدیرعامل استقلال قدرت خوبی برای هدف قرار داده شدن توسط این باند بود. البته این مورد در مورد فتح ا... زاده هنوز در حد یک شایعه است و چون هنوز به اثبات نرسیده هیچ کجا رسما عنوان نشده. ---------------------------- نکته: امیر رضا واعظی آشیتانی 2 ماه قبل در یک مصاحبه اعلام کرد که برخی خبرنگاران با شیطان در ارتباط هستند که خیلی ها بدون اینکه منظور این حرف ایشون رو متوجه بشند علیه ایشون جبهه گرفتند نکته مهم: این مطلب رو یکی از دوستان به من گفت و برگرفته از مطالبی بود که از گوشه و کنار جمع کرده بود. بنده از صحت و سقمش اطلاعی ندارم و فقط بنا به درخواست دوستان شنیده ها رو منتقل کردم. بنده هیچ تضمینی در مورد صحت مطالب یاد شده نمیدم
سلام دوستان. چند نکنه: 1- لیست اسامی جدید تنظیم شد و افرادی که از بازی استقلال اهواز به بعد حداقل 3 پیش بینی و 2 امتیاز داشتند اسمشون وارد جدول شد. مابقی هم در صورت رسیدن به حد نساب اسمشون اضافه میشه. 2-این اسامی جدید از بازی با استقلال اهواز شمارش شده. اگر عزیزی قبل از اون هم پیش بینی داشته به ما اعلم کنه تا محاسبه کنیم 3-چند نام غیر فعال دیگر از جدول حذف شد و در صورتی که فعالیت مجدد ازشون ببینیم با احتساب امتیازات قبلی اسمشون مجددا اضافه میشه. 4-بنا به اعتراض عده زیادی از دوستان. قانون یک امتیاز برای برد لحاظ نمیشه. ولی تصمیم داریم به جاش در بازیهایی که استقلال با پیروزی پشت سر میگذاره امتیازات رو دوبرابر محاسبه کنیم. یعنی اگر استقلال بازی رو برد. تمامی پیش بینی ها چه برد چه باخت چه تساوی امتیازش در دو ضرب میشه و اگر بازی با مساوی یا باخت به پایان رسید تمامی امتیازات طبق روال عادی محاسبه میشه. اینجوری حقی هم از کسانی که مساوی یا باخت پیش بینی نمیکنند ضایع نمیشه. 5- یکی از دوستان انتقادی از بنده داشتند که توی کامنت همین پست جوابشون رو ارسال کردم. رتبه نام و نام خانوادگی امتیاز 2 محمد شیرازی 26 3 مائده طباطبایی 24 هلیا؟ 20 8 حمیدرضا آفاق 19 17 آرش 3 و اما.... نوبتی هم که باشه نوبت لیگ قهرمانان آسیاست. در این مورد تصمیم گرفتیم قوانین جدیدی وضع کنیم تا لیگ جذاب تر بشه. امتیازات این لیگ اینگونه حساب میشه 1-پیش بینی کاملا درست از نتیجه بازی=6 2-پیش بینی درست از نتیجه بازی به جز گل زده یکی از تیمها با یک گل اختلاف=5 3-پیش بینی درست از نتیجه بازی با گل زده اشتباه دوتیم. ولی تفاضل گل درست=4 4-پیش بینی درست از نتیجه بازی با گل زده و تفاضل اشتباه هر دو تیم=3 5-پیش بینی نادرست نزدیک(مثلا پیش بینی مساوی در صورت شکست یا برد. و پیش بینی برد یا شکست در صورت مساوی) با گل زده صحیح یکی از تیمها=2 6-پیش بینی نادرست نزدیک(مثلا پیش بینی مساوی در صورت شکست یا برد. و پیش
بینی برد یا شکست در صورت مساوی) با گل زده نادرست با یک گل اختلاف در مجموع=2 7-پیش بینی نادرست دور(مثلا شکست در صورت پیروزی و یا بلعکس-که پیش بینی مساوی شامل حال این گزینه نمیشود-) با گل درست یکی از 2 تیم=1 8=پیش بینی نادرست دور(مثلا شکست در صورت پیروزی و یا بلعکس) با تفاضل گل صحیح=0 9=پیش بینی نادرست دور (مثلا شکست در صورت پیروزی و یا بلعکس) با تفاضل گل و گل زده غلط هر دو تیم= منفی 1 ----------------------------- پیش بینیتون رو از بازی استقلال الاتحاد بنویسد
1
رضا؟
26
4
محمدرضا فراهانی
23
5 عبدالرضا فرتوک نژاد 22
6
7 میلاد حسندخت 21
7
سلمان یزدانی
21
8
مهدی حسن زاده
19
9 محمدحسین خلیلی 16 9 محمدصادق محققی 16
9
امیر نبییی
16
10
دانیال
15
11 امیر قیومی 14
11
امیر حسین طالبیان
14
12
اکرم آبید
13
12 سعید رضی پور 13
13
مازیار
9
13 محمد 2 آتیشه 9
13
رسول احمدی
9
14 مسعود 6 14 امین علی اکبرزداه 6
14
سیاو کیا
6
15
امین
5
15
رضا نظری
5
16 میلاد 4
16
سعید م
4
17
نسیم
3
17
عباس
3
18 صادق 2
18
یونس
2
بحث یک بازی و دو بازی و چند امتیاز ناقابل نیست. بحث سر فرهنگ جا افتاده ای است که متاسفانه مثل خورهبه جان فوتبال ما افتاده و سالهاست که تاثیر خود را در اکثر بازیها، علی الخصوص بازیهای مهم و حساس به شکلی کاملا ملموس نشان میدهد. اینکه ما برای جلب توجه و ابراز یک پز روشنفکرانه، بر خلاف تمامی دنیا اعتقادی به استفاده از بهترین نیروهایمان در مهمترین میادین نداریم، گرچه مارا از سایرین متمایز نموده است، ولی این تمایز نه تنها دلیلیبر برتری ما نیست، که میتوان گفت گواه عقب ماندگی و به نوعی جهان سومی بودن ما و تفکراتمان است. این مورد را در فوتبالمان و بلاخص در افکار کمیته داوران و رئیس به ظاهر محترمش میتوانیم به عینه مشاهده کنیم. کسی که دست به مصاحبه اش حرف ندارد و جواب هر منتقدی را با تند ترین ادبیات ممکن بر زبان می آورد آیا میتواند به این سوال پاسخ دهد که جایگاه بهترین داور حال حاضر فوتبال ما اکنون کجاست؟ و اینکه این همه انرژی به منظور قالب کردن شخصی دیگر در این عنوان به افکار عمومی برای چه صرف میشود؟ البته کسی منکر شایستگی های محسن ترکی و دیگر داوران فوتبال ما که نامشان در لیست الیت بین المللی به ثبت رسیده است نمیشود.اما اینکه بخواهیم با سپردن مهمترین و توی چشم ترین قضاوت ها به یک شخص خاص، در جهت بزرگ کردن بیش از اندازه او و تخریب چهره فردی دیگر در اذهان عمومی، حق و عدالت را زیر پا بگذاریم وجهه خوبی نخواهدداشت. ---- بله آقای عنایت. این شما بودید که از یک هفته قبل از دربی به مظفری زاده قول سوت این مسابقه را دادید و حتی خودتان او را ممنوع المصاحبه کردید، اما کسی نفهمید چه شد که 24 ساعت مانده به دربی یک نام دیگر از جیبتان بیرون آوردید تا همه را به نوعی سورپرایز کرده باشید. آیا حداقل برای جبران مافات هم که شده نمیتوانستید شبه فینال لیگ برتر را در اصفهان به مظفری زاده جوانو پر انگیزه بدهید تا اقلا مقداری از انگیزه صلب شده اورا بازگردانید و هم با انتخاب بهترین داور حال حاضر فوتبالما برای این پیکار مهم و حیاتی، تا حدودی حرف و حدیثهای گوناگون را از روی دوش خود بردارید؟ آیا به ما حق میدهید که در یک قضاوت بد بینانه اینطور تصور کنیم که نقطه قوت ترکی در برار مظفری زاده ، توصیه پذیری و حرف گوش کنی او میباشد؟ و اینکه ممکن است مظفری زاده به خاطر زیر بار نرفتن به بعضی مسائل و دستورات ارسال شده از بالا،بازی های مهم علی الخصوص دربی و بازی این هفته در اصفهان را از دست داده است؟ آیا به ما حق انتقاد میدهید آقای عنایت؟ و یا باید مدرک دیپلم به شما نشان دهیم تا صلاحیت اظهار نظرمان مورد تایید قرار بگیرد؟ --------------------------------- آقای عنایت عزیز. ما از حق خود گذشتیم. امتیازهای از دست رفته مان نوش جانتان. حداقل کاری نکنید حق این داور جوان و آتیه دار فوتبال کشورمان که تنها شانس حضور در دوره های بعدی جام جهانی است بیش از این پایمان شود. کار سختی نیست مسعود خان. کافی است کمی به وجدان خود رجوع کنید.
دوستان عزیز. قبل از هر چیز یک صحبتی با شما داشتم. بحثی که دیشب بین من و شهریار انجام شد. شاید توضیحش کمی سخت باشه. ولی بر میگرده به همون جریان امید و نا امیدی. چیزی که از نظر فلسفی هم مورد تایید قرار گرفته (خواهشا این بحث رو کاملا جدی بگیرید). بحث انتقال موج منفی و مثبته. چیزی که از کودکی در کنار تماشای بازی های استقلال بارها برام تجربه شده و بهم اثبات شده. اینکه تفکرات ما به نوعی در سرنوشت دخیل هستند. چه امیدوارانه و چه نا امید کننده. حتی اگر این موضوع صحت نداشته باشه. بازهم ناامیدی چیز بدیه. باید به یاد داشته باشیم یک درصد امید هم یک درصد محسوب میشه. اینها رو گفتم تا یک نکته جالب رو اشاره کنم. در چهار بازی اخیر ما. یعنی پرسپولیس-مقاومت-پاس-پیکان پیش بینی ها رو دقت میکردیم. فقط در بازی با پاس بود که تمامی نتایج برد پیش بینی شده بود. در بازی با پرسپولیس یک پیش بینی 1-1 مساوی داشتیم. در بازی با مقاومت یک پیش بینی به صراحت از شکست تیم میگفت. و در بازی با پیکان هم باز یک نتیجه 1-1 داشتیم. --------------------------------------------------------------- نتیجه گیری از این موضوع رو به خودتون و عقاید شخصیتون واگذار میکنیم. چیزی که امروز این وب و ما همه هواداران آبی دل نیاز داریم امید و انگیزه است. پس تصمیم ما بر این بود که پیش بینی مساوی یا باخت رو ممنوع اعلام کنیم. ولی چنین تصمیمی هم شدنی نبود. چون ماهیت لیگ پیش بینی رو زیر سوال میبرد. و در نهایت تصمیم بر این شد. از این پس در تمامی پیش بینی ها در 5 بازی باقی مانده. در صورتی که برد پیش بینی کنید. هر نتیجه ای که کسب شود شما یک امتیاز هدیه خواهید گرفت. این یک امتیاز فقط شامل نظراتی هستش که برد پیش بینی کرده اند و پیش بینی های مساوی و باخت طبق روال عادی محاسبه شده و شامل این یک امتیاز نمیشود ---------------------------------------------------- دوستانی هم که نامشون توی جدول نیست تا فردا امتیازاتشون در صورتی که در 5 بازی اخیر حداقل 4 پیش بینی کرده باشند محاسبه شده و وارد جدول خواهد شد. در غیر این صورت باید تا هفته بعد منتظر بمانند رتبه نام و نام خانوادگی امتیاز 2 محمد شیرازی 25 3 مائده طباطبایی 23 هلیا؟ 20 7 حمیدرضا آفاق 19 18 داریوش مطلعی 3 18 پوریا محلی 3 18 آرش 3
1
رضا
26
4
محمدرضا فراهانی
22
5 عبدالرضا فرتوک نژاد 21
6
6 میلاد حسندخت 20
6
سلمان یزدانی
20
8
مهدی حسن زاده
18
9 محمدحسین خلیلی 16 9 محمدصادق محققی 16
9
امیر نبییی
16
10 امیر قیومی 14
11
دانیال
14
12
اکرم آبید
13
12
امیرحسین طالبیان
13
13 رضا اس اس 12 13 سعید رضی پور 12
14
مازیار
9
14 محمد 2 آتیشه 9
15
رسول احمدی
8
15 علیرضا رحیمی 8 16 پارسا مهدوی 6 16 مسعود 6 16 امین علی اکبرزداه 6
16
سیاو کیا
6
17
امین
4
17 میلاد 4
19
یزدان
2
19 صادق 2
20
سلیم
1
20
شاهین رضائیان
1
20
علی شیخ
1
این خبر خیلی خوبی بود که گفتم حیفه شما رو بی نصیب بگذارم. به امید خدا ذوب آهن قربانی انگیزه بالای بچه های ما میشه.
استقلال را در لیگ امسال تا به اینجای کار باید به 3
فصل تقسیم کرد: 1-استقلال تا بازی رفت با صبا 2-استقلال از بازی رفت با صبا تا بازی برگشت با
پرسپولیس 4-استقلال در 4 بازی اخیر -------------------------------------------- آن روزها رو هنوز از خاطر نبرده ایم که باخت برامون
یک عادت شده بود و قعر نشینی یک عمر طبیعی.اثری از نام و آوازه استقلال که لرزه به اندام حریفان
می انداخت نبود. یادمان رفته بود طرفدار چه تیمی هستیم.یادمان رفته بود گل بزنیم. ببریم و هورا بکشیم.
استقلال بودن را از خاطر برده بودیم. ---- خوشحالم. خوشحالم تیمی که تا پارسال مساوی برایش
تبدیل به رویا شده بود کارش به جایی رسیده که حضور در صدر با اختلاف یک امتیاز را فاجعه میداند و
از ادامه مسابقات نا امید شده است. این توقع بالا و انتظار بیش از حد، که خاص طرفداران
استقلال است، اگر کنترل شود نه تنها بد نیست، بلکه دوای درد این تیم است. همین انتظارات باعث شده است
هربار که نتایج تحقیر آمیزی میگیریم. به جای آنکه یک پروسه زمانی طولانی مدت را طی کنیم تا دوباره به اوج
برگردیم(مثل پرسپولیس که 5 سال طول کشید تا مجددا به جمع 3 تیم بالای جدول برگردد)، بلافاصله فصل
بعد مدعی اصلی قهرمانی میشویم و هفته های متوالی، آقایی خود بر فوتبال ایران را به رخ همگان
میکشیم. این توقع و کم صبر بودن آبی دلان باعث شده تیم درجا
زدن و ایستا بودن را کنار گذاشته و برای بهبود وضعیت،هر آنچه ازش میآید را به میدان بیاورد و همین باعث میشود
که تیم بی برنامه ، بی تاکتیک، بی هدف و آبروریزسال گذشته به تیمی تبدیل شود که روزنامه ها به آن لقب
گرگهای گرسنه بدهند. شاید، شاید اگر پروسه صعود تیم از رده هفدم به صدر
جدول آهسته و پیوسته طی میشد و الآن برای اولین بار با اختلاف یک امتیازی نسبت به تیم دوم صدر نشین
میشدیم، الآن همه روی قهرمانی تیم قسم میخوردند. ولی نتایج خیره کننده استقلال و درو کردن رکوردهای
گوناگون، یکی پس از دیگری باعث بدعادت شدن هوادارن گشته و اکنون دیگر بردهای به قول معروف، زور چپانی و
اختلاف های خفیف به هواداران نمیچسبد. گفتیم این خوب است، به شرط اینکه کنترل شده باشد. لذا
اگر حساب کنیم همین خصیصه بارها پاشنه آشیل تیم ما گشته و باعث شده در پایان راه کم بیاوریم و
جایگاهی که شایسته و لایقش ما هستیم، به دست دیگران بیفتد. درست مثل دونده ای که از همه نظر به رقبای خود سر است
و در شرایط عادی سایرین رقیب او نخواهند شد، ولی همین دونده را از شروع مسابقه مرتب تحریک به تند
تر دویدن و بیشتر کردن فاصله اش با رقبا کنیم و باعث شویم علاوه بر انتقال یک غرور کاذب به او که
باعث شود خود را از پیش برنده بداند، از جهتی دیگر هم ناخواسته به او ضرر برسانیم، و آنهم عدم برنامه ریزی
درست نسبت به اواخر مسابقه باشد که باعث خستگی او و ناتوانی نسبت به پیمودن ادامه راه گردد و عملا
جایگاهش را به کسی بدهد که حتی نیمی از شایستگی او نسبت به کسب عنوان برتر ندارد. ----- استقلال مثل فنری بود که له شد. فشرده شد و وقتی رها
شد به اوج اعلا رسید و اکنون که نیروی وارده به آن در راه پرتاب تمام شده است، مشغول پایین آمدن و
سقوط است. بله. با چنین تفکری باید اکنون قهرمانی را به شاگردان منصور ابراهیم زاده و یاران ذوب آهن تبریک
گفت و تنها دل به این خوش کرد که رتبه سیزدهمی سال گذشته به نایب قهرمانی تبدیل شده است و علاوه بر
کسب سهمیه آسیایی بدون دردسر، از رقیب دیرینه مان یعنی پرسپولیس جلوتر هستیم، و البته برای
کسب قهرمانی هم منتظر میدان های آسیا و حذفی باشیم. ----------------------------------- چنین اتفاقی بارها برای ما تکرار شده است. در همین 7
دوره گذشته لیگ برتر، یک بار در زمان پورحیدری، دوبار در زمان قلعه نوعی و یک بار در زمان مرفاوی، از دست
دادن صدر جدول در هفته های پایانی، آنهم پس از هفته های متوالی صدر نشینی را شاهد بودیم و در نهایت
عنوان قهرمانی به جای ما که لایقش بودیم به دست سایر رقبا افتاد. و اکنون ما هنوز هم داریم چوب رفتار
غلط خود را میخوریم و به جای عبرت گرفتن از گذشته، با تکرار اشتباهاتمان عملا ذوب آهن را به لیست
تیمهایی که قهرمانی ما را از چنگمان در آوردند اضافه میکنیم و در سایه چنین تفکری بود که فاصله 6 امتیازی مان را
با تیم دوم به تنها یک امتیاز کاهش دهیم و دیر نیست زمانی که همین فاصله به صفر رسیده و معکوس شود و این
ما باشیم که با حسرت به جایگاه ذوب آهن در جدول نگاه کرده و غبطه بخوریم. ...................... نه دوست من. نه عزیز من. اینها را نگفتم که روی زخم
نا امیدیت نمک پاشیده باشم. و نگفتم تا نیمچه امیدی که ته دلت مانده را خاکستر
کنم. گفتم تا بدانی که اشتباه فکر میکنی و این تفکر اشتباه
تو باعث ایجاد حالی شده است که اکنون دچار آن گشته ای. اگر همین الآن چنین تفکری را دور بریزی و حرفه ای
اندیشیدن را سرلوحه کار خود قرار دهی، نمیتوانی انقلاب کرده باشی، ولی حداقل به اندازه یک هوادار برای تیمت
مفید و در پیش برد اهداف آن سهیم بوده ای. ---------------------- فراموش نکنیم که پرسپولیس سال گذشته چگونه قهرمان شد.
آنها هم مدتها صدر نشین بودند. سقوط کردند و حتی اختلاف امتیازشان با صدر به عدد 7 هم رسید. ولی
در نهایت با یک نگرش حرفه ای به آنچه خواستند رسیدند. اگر یک بار دیگر فیلم ثانیه های پایانی بازی
سال گذشته پرسپولیس با سپاهان را مرور کنی میبینی که هواداران قرمز، در حالی که ثانیه های پایانی بازی را
تماشا میکنند، با چشمانی گریان دست به آسمان برده و مشغول دعا کردن میباشند، و جواب دعاهایشان را هم
گرفتند. شاید اگر آنها هم 5 هفته مانده به اتمام لیگ کار را
تمام دانسته و قهرمانی را به حریف خود تبریک میگفتند، چنین نتیجه ای در کارنامه شان ثبت نمیشد. آنها سقوط کرده بودند و در ثانیه های پایان برگشتند. ولی اکنون ما در جایگاهی قرار داریم که هنوز صدر نشین
هستیم. هنوز یک امتیاز جلوئیم. به جدول نگاه کن. به تفاضل گلمان نگاه کن. میفهمی وضعمان نه تنها بد نیست، بلکه خیلی هم خوب و خیره کننده است. پس دوست متعصب عزیزی که از قهرمانی نا امید گشته ای و
قهرمانی ذوب آهن را تبریک میگویی. بیا و از تجربه های پیشینی که کسب کرده ایم استفاده
نموده و ما هم تا پای جان. و تا اخرین فرصت از تیممان حمایت و دفاع کنیم. حتی اگه هفته بعد به ذوب آهن ببازیم (که بنده قول
میدهم نمیبازیم) بازهم نباید نا امید شویم. فراموش نکنیم پرسپولیسی ها کارشان به جایی رسید که برای قهرمانی نیاز به معجزه داشتند. ولی چون به معجزه هم اعتقاد داشتند و به اندازه معجزه به تیمشان فرصت دادند، نتیجه اش را هم دیدند. و صد البته با چنین روحیه ای بود که در اولین دوره لیگ برتر جام را در هفته آخر از ما ربودند. پس ما هم باید چنین تفکری را سرلوحه کار خود قرار داده و هیچ وقت نا امید نشویم. پس تو ای عزیز آبی دل. بیا با هم عهد ببندیم در این 5 بازی باقی مانده. تحت هر شرایطی. تا هفته آخر. بازی آخر. روز آخر. ساعت آخر. دقیقه آخر و ثانیه آخر (حتی در صورت نیاز به معجزه) از تیم حمایت کنیم تا بتوانیم بازهم جشن قهرمانی بگیریم. بیا با هم عهد ببندیم ای آبی دل از امروز فقط: حمایت-حمایت-حمایت
استقلال رو در دو بازی اخیر ( بازی با مقاومت و پاس ) و نتایجی که خودش برای خودش رقم زد را میتونیم به انسان مظلوم و فرد مسئولیکه هر کدوم ویژگیهای خاص خودشون رو دارن تشبیه کنیم . جایی که استقلال در هفته ی بیست و هفتم ، بعد از بازی با تیم پرسپولیس که حواشی زیاد و البته مخربی رو برای استقلال درست کرد ، در اینکه : << نتیجه ی دربی با عرض شرمندگی فوق العاده زیاد ، از قبل مشخص بوده !! و تیم قوی ، یعنی استقلال ، مورد ظلم قرار گرفته >> ، طبیعتا بعد از دربی و در برابر تم مقاومت هم اثراتی از حال و هوای دربی که روحیه ی ضعف و مظلومیت توش موج می زد ، باقی موند و به همراه نداشتن چند بازیکن ثابت خود ، دلیلی شد برای شکست سنگین مقابل این تیم در شیراز . کل مجموعه ی تیم استقلال تو شیراز جملات و افکاری را در درون ذهن خودشون مرور کردن تا باعث بشه که به گفته ی خود ژنرال ، بازیکنا 50 در صد خودشون رو هم نتونن نشون بدن !! به قولی ، استقلال مظلوم !! در برابر مقاومت این جملات را با خودش مرور کرد : خیلی دوست دارم که همه ی بازیها رو خوب و عالی باشم ؛ سرتر از همه ، به قول طرفدارام سرور همه !! ، ولی اونها نمیزارن ؛ درست مثل دربی 66 . که صد البته این افکار باعث شد که تیم استقلال فشار را در درون خود و با تمام وجود احساس کنه ، حس کاهش انرژی بهش دست بده ، و اقتدارش رو از دست بده . این افکار منفی تا اونجایی ادامه پیدا کرد که استقلال 4 تا گل از حریف شیرازی خودش دریافت کنه و به تهران برگرده ؛ و برسه به بازی با تیم پاس
***
استقلال تو این بازی از بازی قبلش ( البته تا اونجایی که میتونست ! ) عبرت گرفت و به قولی ! با یک شوک فهمید که برای قهرمانی باید مسئول بود و مسئول !! هر چند که تو این بازی ، نخ سوزن ( مخصوصا !!!!! ) تو نیمه ی دوم با اون استقلال 3 _ 4 هفته ی قبل فاصله داشت ، ولی به هر حال با نتیجه ای که تونست کسب کنه به خودش فهموند که باید همیشه واسه رسیدن به قهرمانی به خودش بگه : اگه من واقعا بخوام این کار رو بکنم و همیشه بهترین باشم ، هیچکی نمیتونه جلومو بگیره ! با این افکار میره روی خط اقتدار ، انرژی و تواناییش زیاد میشه ، اعتماد به نفس پیدا میکنه و میگه : حالا دیگه میتونم و میدونم که چه کار و چجوری بکنم تا درست بشه ، راه قهرمانی چجوری هموار بشه ؛ ( مثل بازی با پاس ) . خلاصه 3 امتیاز این بازی رو بگیره و منتظر هفته های آتی باقی بمونه ...
به قلم دوست و همکار عزیز: اکرم آبید
|
رتبه |
نام و نام خانوادگی |
امتیاز |
|
1 |
محمد شیرازی |
24 |
| 2 |
رضا | 23 |
|
3 |
مائده طباطبایی |
22 |
| 4 |
محمدرضا فراهانی | 21 |
| 5 | عبدالرضا فرتوک نژاد | 20 |
|
6 |
هلیا؟ |
19 |
| 6 | میلاد حسندخت | 19 |
| 6 |
سلمان یزدانی | 19 |
|
7 |
حمیدرضا آفاق |
18 |
| 8 |
مهدی حسن زاده | 17 |
| 9 | محمدحسین خلیلی | 15 |
| 9 | محمدصادق محققی | 15 |
| 9 |
امیر نبییی | 15 |
| 10 | امیر قیومی | 14 |
| 11 |
دانیال |
13 |
| 11 |
اکرم آبید |
13 |
| 12 | رضا اس اس | 12 |
| 12 |
امیرحسین طالبیان | 12 |
| 13 | سعید رضی پور | 11 |
| 14 |
مازیار | 9 |
| 15 | محمد 2 آتیشه | 8 |
| 15 |
رسول احمدی |
8 |
| 15 | علیرضا رحیمی | 8 |
| 16 | پارسا مهدوی | 6 |
| 16 | مسعود | 6 |
| 16 | امین علی اکبرزداه | 6 |
| 17 |
سیاو کیا |
5 |
| 18 |
امین | 4 |
| 18 | میلاد | 4 |
|
19 |
داریوش مطلعی |
3 |
|
19 |
پوریا محلی |
3 |
|
20 |
آرش |
2 |
| 20 |
یزدان |
2 |
| 20 | صادق | 2 |
| 21 |
سلیم |
1 |
| 21 |
شاهین رضائیان |
1 |
| 21 |
علی شیخ |
1 |
دوستان گلم شرمنده یکم دیر شد.
لطف کنید پیش بینیتون رو از این بازی بذارید.
دوستان عزیز. ----
آن دوران که در خانه مینشستیم و از دور تارو مار کردن حریفان توسط استقلال را میدیدیم گذشت.
خدارو شکر امسال به اندازه کافی از موفقیت های تیم اشک شوق ریخته ایم.
زدن رکورد گلهای تاریخ لیگ برتر. آن هم ۷ هفته زودتر از اتمام لیگ گواه این ادعا است.
اکنون تیم ۷ خوان دیگر در پیش دارد تا با عبور از آن جام را بالای سر خود کند.
دوران جاه طلبی و قدرتنمایی گذشته است. اکنون باید به فکر حفظ آرامش تیم و جلوگیری از ورود بحران باشیم.
اکنون فقط به پیروزی احتیاج داریم. بازی زیبا و بردهای پرگل هم در مرحله بعدم.
ای عزیز استقلالی.
وقت خانه نشینی گذشته است. تیم اکنون به من و تو احتیاج دارد. بیا تا سهمی به اندازه خودمان در ثبت یک افتخار دیگر به کارنامه پر افتخار ترین تیم ایرانی داشته باشیم.
از خانه بیرون بیا و استقلالی بودن خود را فریاد بزن.
آنقدر بلند که گوش مخالفین و بدخواهان کر شود. و منعدان بدانند شیر آبی پوش تنها نیست.
از خانه بیرون بیا و استقلالی بودن خود را فریاد بزن.
آنچنان که قدرت کوچکترین حرکتی را از حریفان سلب نمایی
از خانه بیرون بیا و استقلالی بودن خود را فریاد بزن.
تا اگر خدا خواست و جام را بالای دستان فرهاد دیدیم. از خود و تیممان شرمنده نباشیم که چرا کاری برای آن نکردیم.
وقت خانه نشینی نیست. بیرون بیا ای سرباز آبی.
--------------
وعده ما. یکشنبه ساعت ۱۶. ورزشگاه آزادی.
به امید حماسه ۱۰۰ هزار نفره.
----------------
دوستان عزیز. بنده تصمیم دارم با مخاطبینی که میخواهند یکشنبه به استادیوم بروند دسته جمعی و در یک قرار از پیش تعیین شده به تماشای بازی برویم.
پس اگر کسی تمایل به حضور در این فراخوان را دارد در اینجا شماره خود را قرار داده تا با او تماس گرفته شود.
به امید استقبال گرم شما عزیزان از این فراخوان
در بازی با مقاومت هیچ کس امتیازی نگرفت. امتیازات دربی و جایزه های دو برابر و جایزه 1 امتیازی 5 هفته پشت سر هم پیش بینی کردن به حساب عزیزان واریز شد رتبه نام و نام خانوادگی امتیاز 1 محمد شیرازی 23 2 مائده طباطبایی 22 هلیا؟ 18 7 حمیدرضا آفاق 17 12 اکرم ابید 11 20 داریوش مطلعی 3 20 پوریا محلی 3 21 آرش 2
3 رضا 21
4
محمدرضا فراهانی
20
5 عبدالرضا فرتوک نژاد 19
6
6 میلاد حسندخت 18
7 سلمان یزدانی 17 8 محمدحسین خلیلی 15 8 مهدی حسن زاده 15 9 محمدصادق محققی 14 10 امیر قیومی 13 10 امیر نبییی 13 11 رضا اس اس 12 11 دانیال 12
13 سعید رضی پور 10
13
امیرحسین طالبیان
10
14 امیر قیومی 9 15 محمد 2 آتیشه 8
15
رسول احمدی
8
15
مازیار
8
16 علیرضا رحیمی 7 17 پارسا مهدوی 6 17 مسعود 6 18 امین علی اکبرزداه 5
19
سیاو کیا
4
19 میلاد 4
21
امین
2
21
یزدان
2
21 صادق 2
22
سلیم
1
22
شاهین رضائیان
1
22
علی شیخ
1
پدر پس از آمدن از سر کار و استراحت و خوردن شام وارد اتاقش میشود.
معمولا شب ها پای کامپیوتر شخصی اش است که از قضا به تکنولوژی پیشرفته و به روز اینترنت هم متصل میباشد.
شایان ذکر است که یک هفته پیش پس از مدتها وعده و وعید پدر یک شب مودم به دست به خانه می آید.
ولی برخلاف قولی که به صابر فرزندش داده است اجازه استفاده به او را نمیدهد.
پدر مودم به دست وارد خانه میشود. صابر دوان دوان به استقبالش رفته و وقتی جعبه را در دستان پدر میبیند سعی میکند آن را از دست او بقاپد.
ولی پدر برخلاف همیشه جعبه را محکم میگیرد و از دست صابر بیرون میکشد.
صابر بهت زده از حرکت پدر با نگاهی مظلومانه به او خیره میشود.
صابر: بابا مگه برام مودم نخریدی؟
پدر: نه صابر جان. امروز یکی از همکارام تو اداره گفت اینترنت چیزای بد بد داره. برای زیر بچه های زیر ۱۸ سال خوب نیست.
صابر: خوب پس چرا خریدی بابا جون؟
پدر: گفتم حالا تو ۱۸ سالت نیست. من که خیلی وقته ۱۸ سالم رد شده. حالا شبا یه ساعتی برم اینترنت یه خستگی در کنم.
صابر: ینی بابا میخوای چیزای بد بد ببینی؟
پدر انگشت به دهان: هیس. مامانت میشنوه. نه بابا جون. استفاده های علمی میکنم ازش.
صابر: ولی من مودم میخوام بابا. من اینترنت میخوام. پسر همسایه بالایی هرشب میره چت میکنه میاد برام تعریف میکنه دلم آب میشه.
پدر: گفتم نه ینی نه.
صابر گریه کنان به اتاقش میرود.
ساعتی بعد پدر وارد اتاقش میشود.
پدر: بیا پسرم. برات بازی سیمز ۲ خریدم. میگن خیلی قشنگه. اینترنت چیه به درد نمیخوره. بذار بزرگ شدی ای دی اس الشو برای میخرم؟
صابر: چی چی اس ال؟
پدر: هیچی ولش کن. بیا بابا جان. بازی کن سرگرم بشی.
........
یک هفته از آن روز میگذرد. پدر برخلاف همیشه فراموش میکند در اتاقش را قفل کند و برای خواب به طبقه بالا میرود.
در اتاق را به آرامی باز میکند. مواظب است کوچکترین صدایی تولید نشود.
قدم زنان وارد اتاق میشود. کامپیوتر روشن است.
با تعجب به صفحه نگاه میکند. کانکشن هنوز فعال است. صفحه اینترنت اکسپلورر را که مینی مایز شده است را بالا می آورد.
بر طبق قوانین جمهوری اسلامی. دسترسی به این سایت امکان پذیر نمیباشد.
این چیه وسط صفحه نوشته؟ عجب.
حالا چیکار کنم؟ من که سایت بلد نیستم.
بذار زنگ بزنم به هادی پسر همسایه.
آرام تلفن را برمیدارد و یواش شماره میگیرد. گوشی زنگ نخوده پاسخ داده میشود.
صابر: الو هادی. من اینترنتم. یه سایت بگو برم.
هادی: ایول. بابات اجازه داد؟
صابر: نه یواشکی اومدم. زود باش. میترسم بیدار بشه.
هادی: سایت؟ چه سایتی دوست داری؟
صابر: نمیدونم. الان خودت تو چه سایتی هستی؟
هادی: قلعه نوعی دات کام.
صابر: چی؟ قلعه نوعی؟ کس دیگه ای نبود؟
هادی: چیه سوزشت گرفته نتونستین تا حالا ببرینش؟
صابر: جمعش کن بابا. بذار الان میرم حالشونو میگیرم. واسه قلعه نوعی سایت میزنید؟
هادی: چی چیو حالشونو بگیرم. ببینم یه وقت.....
صابر: تو کاریت نباشه. خدافظ.
و بدون اینکه منتظر جواب هادی باشد گوشی را قطع میکند.
بذار برم حالشونو بگیرم/
نتیجه
دوستان عزیز تر از جانم.
از روز اولی که تصمیم به راه اندازی این وب گرفتم قصد و نیت پیش روی تا همچین جایی را نداشتم.
خواستم وبلاگی داشته باشم (باشیم) که حرفهای دلم را در مورد ژنرال و استقلال به آن زبانی که میخواهم و در جاهای دیگر اجازه اش را به من نمیدهند بزنم.
و در این راه از دوستان خوبم هم کمک گرفتم.
افرادی مثل شهریار که از ثانیه اول مثل برادر و یک دوست خوب . دلسوزانه پا به پای من آمد و وجود او بود که باعث شد کم توقعی من نسبت به کاری که انجام میدهم از بین برود و به فکر پیشرفت و بهتر شدن باشم.
و کم کم این شد که وبلاگی که روزی برای سرگرمی احداث شده بود اکنون به سایتی تبدیل شده که دین بزرگی به گردن مخاطبینی عزیز و دوست داشتنی همچون شما عزیزان دارد.
و همین باعث شد ما به جای سرگرمی. به این وب به چشم یک وظیفه نگاه کنیم.
جلو رفتیم و رفتیم و در این بین دوستانمان مثل برگهای درخت پاییزی دانه دانه از جمعمان جدا شدند و به جایی رسیدیم که دیدیم فقط ۲ نفر مانده ایم و دریایی از مشغله و مسئولیت.
ولی حضور دلگرم کننده شما عزیزان باعث شد یک لحظه هم به فکر تعطیلی به خاطر کمبود نیرو نیفتیم و بگیم: خدا بزرگه. ۲ نفری هم میچرخونیمش.
بله عزیزان. ما با یک کادر ۲ نفره مشغول رقابت با سایت ها و خبرگذاری هایی هستیم که بعضا بیش از ۵۰۰ پرسنل در دل خود جای داده اند. و فکر میکنم علیرغم کمبود ها و افت کیفیت کارها. در حد توانمان اینجا را سرپا نگه داشتیم و نگذاشتیم بیش از پیش شرمنده شما عزیزان شویم.
بارها شده بنده به همراه دوست عزیزم شهریار تا پاسی از شب و حتی طلوع آفتاب بیدار مانده و کارهای روز بعد را برای قرار دادن در وب گذاشته ایم.
خود من الآن ساعت ۲:۳۰ نصفه شب مشغول کار روی بعضی قسمت ها بودم و اصلا هم به این فکر نمیکنم که فردا ۷ صبح باید به دانشگاه بروم.
جالب بود. در گیر و دار آماده کردن یکی از قسمت های وبلاگ. به کامنت جدیدی برخوردم که عزیزی با لحنی مختص به خود که برای اولین بار مشاهده میکردم مارا بی عرضه و بی لیاقت توصیف کرد.
انگار تازه متوجه شدم ۶ ساعت پیاپی است که پشت کامپیوتر نشسته ام و هنوز شام هم نخورده ام. همه خستگی ای که در تمام این مدت حس نکرده بودم یکباره روی دوشم هوار شد. نمیدانستم بخندم. گریه کنم یا خشمگین باشم.
شاید حق با این دوست عزیز باشد.
برای همین مستقیما جوابش را ندادم و تصمیم دارم قضاوت در باره نظر این شخص که ظاهرا از جایی که ما حاضر نشدیم لینکشان کنیم و علیه یاوه گویی هایشان سکوت کردیم خط گرفته اند.
ولی به هر حال بعید میدانم صفحه کامنت جای مناسبی برای عقده گشایی باشد.
پس پاسخ این شخص معلوم الحال را به شما عزیزان واگذار میکنم و در این میان تا حد مجاز هم از آزادی بیان برخوردار هستید.
ولی به خاطر رعایت یک سری مسائل مجبورم نظرات را به صورت تاییدی در بیاورم.
پس بی صبرانه منتظر پاسخ شما به این نظر هستم. چون برای خودم و شهریار عزیز نظر شما در این رابطه و پاسخ شما به این شخص خیلی مهم هست.
پس اگر این مطلب را میخوانید خواهشا نظر نگذاشته این وب را ترک نکنید
دوستان عزیزم پوزش من رو بابت تاخیر در آپ کردن جدول پذیرا باشید. این مدت به خاطر جریانات بازی با پرسپولیس سرمون شدیدا شلوغ بود. به هر حال تا فردا شب جدول با احتساب بازی با پرسپولیس و مقاومت گذاشته میشه. یه بار دیگه هم ازتون معذرت میخوام.
گل بازی استقلال-پرسپولیس دوستان عزیزم.
با تشکر از دوست خوبم محمدرضا کلانتر زاده
تا حالا هیچ سرمربی ای در طول تاریخ رقابتهای این دو تیم نبوده که 8
داربی مختلف رو نباخته باشه! منصور پورحیدری و علی پروین داشتن به این
رکورد نزدیک می شدند ولی درست در ایستگاه آخر(بازی هشتم) بازی رو واگذار
کردند! پورحیدری که در فینال لیگ قدس1368، جام
باشگاههای تهران1369، جام باشگاههای تهران1370، دو بازی رفت و برگشت لیگ
آزادگان 1370 و دو بازی رفت و برگشت لیگ آزادگان1374 به پیروزی نباخته بود درست در بازی هشتم با تک گل بزیک این بازی رو واگذار کرد. علی
پروین هم در سوپرجام تهران 1371، رفت و برگشت لیگ آزادگان1377، فینال جام
حذفی 1377، رفت و برگشت لیگ آزادگان1378 و دیدار رفت لیگ آزادگان1379 شکست
نخورده بود درست در بازی هشتم یعنی دیدار برگشت لیگ آزادگان1379 با تک گل علیرضا اکبرپور به استقلال بازی رو واگذار کرد!
حالا امیر قلعه نویی که 7بازی رو بدون باخت پشت
سر گذاشته چند روز پیش بازی هشتم رو هم به سلامت پشت سر گذاشت و خودشو در
تاریخ داربی جاودانه کرد...
سازمان لیگ لیگ برتر، برترین های اخلاق هفته بیست و ششم مسابقات لیگ برتر را اعلام کرد.
به گزارش روابط عمومی فدراسیون، امیر قلعه نویی و علی کریمی بخاطر رفتار خوب در دربی 66 به عنوان مربی و بازیکن اخلاق انتخاب شدند.
مربی برتر اخلاق: امیر قلعه نوعی(استقلال)
بازیکن برتر اخلاق: علی کریمی(پرسپولیس)
تیم برتر اخلاق: ضمن قدردانی از تیم های راه آهن و ابومسلم، تیم صبای قم به عنوان برترین تیم انتخاب شد.
بازی جوانمردانه: دربی فجر شهید سپاسی - برق شیراز
میزبان برتر اخلاق: کمیته برگزاری مسابقات و هیات فوتبال فارس
۲-علی علیزاده خوب یا بد بازیکن استقلاله. حالا اشتباهی بوده که صورت گرفته. چه دستور از بالا بوده باشه و چه اشتباه از عملکرد خود او. به هر حال کاریه که انجام شده. خشم و عصبانیت من و شما کاملا طبیعی و به جا هستش و نشانه تعصب بالایی که به تیم داریم.
ولی بنده به شخصه سلامت اخلاقی این بازیکن خوب و نجیب کرمانی رو تایید میکنم و بهتون قول میدم برای تیم کم فروشی نکرده. حالا یا دستور از بالا بوده که چاره ای نداشته و یا جدا مرتکب اشتباه شده.
به یاد داشته باشید من و شما تا در دقیقه ۹۰ مقابل چشم ۱۰۰۰۰۰ تماشاگر که منتظر سوت پایان بازی هستند وارد زمین نشید و اون استرس رو تحمل نکنید نمیتونید در مورد علیزاده قضاوت کنید.
به هر حال اشتباهی هستش که صورت گرفته و با توهین و ناسزا به او نه تنها چیزی حل نمیشه. حتی باعث میشه این بازیکن از نظر روحی افت کرده و حتی اگه ۱ درصد بتونه در آینده مفید باشه با این مسائل همون رو هم ازش میگیریم.
یادمون نره اگه علیزاده نبود ما توی جام حذفی حذف شده بودیم و الآن آسیایی نبودیم.
همین علیزاده در زمان صمد یک تنه تیم رو تا هفته های آخر صدر نشین نگه داشت.
بارها مارو از شکست یا تساوی نجات داده و امتیازات ارزشمند گرفته.
و در کنار اون هیچ وقت به نیمکت نشین اعتراضی نداشته. یادمه وقتی از پرسپولیس به استقلال اومد ازش پرسیدند شما تو پرسپولیس فیکس بودی. ولی تو استقلال باید به نیمکت قفل بشی. چرا این کارو کردی؟ گفتش نیمکت نشینی تو استقلال برام با ارزش تر از فیکس بازی کردن تو پرسپولیسه.
دوستان به من خبر رسیده علیزاده از بعد از بازی متواری شده و حتی منزل هم نرفته. موبایلش خاموش و نزدیک ترین کسانش هم ازش بی خبرند. دوستان علیزاده شرایط روحی خوبی نداره و خودش به خوبی درک میکنه چی به روزمون اورده
دربی گذشت دوستان. هیچ عکس العملی هم باعث بازگشت دربی و جبران اشتباهات گذشته نخواهد شد. فقط باعث میشه ما یک بازیکن رو از دست بدیم. ضمن احترام به خشم و تعصبی که نسبت به این موضوع دارید. حقیر به عنوان یک برادر از همه شما خواهش میکنم یک بار دیگه فرهنگ و گذشت والای یک تاجی اصیل و استقلالی متعصب و نشون بدید و با بخشش علیزاده فرقتون با یک پرسپولیسی چیه.
علیزاده رو ببخشید دوستان. به قول حضرت علی (ع): در عفو لذتی هستش که توی انتقام نیست.
۳- دلم میخواد از فردا بحث دربی به کلی تموم بشه و در مورد بازیهای آینده حرف بزنیم.
این سناریو بیش از حد کشدار شده.
۴- به زودی قسمتها و بخش های جدید به وب اضافه میشه که امیدوارم خوشتون بیاد.
۵- دوستانی که مثل بنده مشکل فارسی نویسی دارند میتونند از طریق این آدرس
http://dodoost.com/aryanevis/index.php
اقدام به تایپ فارسی و کپی پیست کردن اون بکنند.
با تشکر
یکشنبه. ۲۰ بهمن ساعت ۱۷:
همه از برد ۵-۱ مقابل راه آهن خوشحالیم و عقیده داریم حتی چنین نتیجه ای در دربی هم برای چنین تیمی دور از دسترس نیست. خودمون رو برای یک برد پرگل آماده کرده ایم و برای رسیدن جمعه لحظه شماری میکنیم.
من در حال مطالعه روزنامه بودم که یکی از دوستان که همیشه اخبار رو زودتر از روزنامه ها و رسانه ها به دستم میرسونه و در ۹۰ درصد مواقع هم حرفش درسته بهم زنگ میزنه.
صحبت در مورد دربی میشه. میگه: دلت خوشه. مگه خبرنداری این بازی قراره مساوی بشه؟
گفتم: مساوی؟ اونم این تیم؟ عمرا. گفت: نتیجه این بازی از قبل مشخص شده. بازی رفت یادته؟ هر چی بهت گفتم تو کتت نرفت. آخرش هم به حرف من رسیدی. گفتم: حالا یه بار شانسی حرفت درست در اومد. دلیل نمیشه. من بهت قول میدم میبریم. خوب هم میبریم.
خنده ای از روی تمسخر میکنه و بحث رو عوض میکنیم.
سه شنبه ۲۲ بهمن ساعت ۱۲:
روزنامه خبرورزشی مطلبی در مورد اینکه این بازی قرار هستش با نتیجه مساوی یک بر یک تموم بشه تا تماشاگران هر دو تیم راضی باشند و خسارت کمتری به جایگاه های استادیوم و اتوبوس های شرکت واحد وارد بشه. مخصوصا که ۹۰ درصد این قبیل اتفاقات از سوی تماشاگران پرسپولیس هستش. و روال عادی هم نشون میده اگه تیمی لایق پیروزی باشه اون استقلال هستش. این مقاله نکات دیگری در مورد سفارشاتی که در مورد این بازی صورت گرفته رو ذکر کرده که قابل تامل هستش.
چهارشنبه ۲۳
ژنرال در یک مصاحبه که از تلویزیون هم پخش میشه عنوان میکنه: حیف که این بازی ها باید مساوی بشه. امیرخان قبلا هم در جایی عنوان کرده بود که اگر نتیجه بازی از قبل مشخص نشده باشد میبریم.
---------------
سوای حرف و حدیث هایی که قبل از مسابقه به گوش میرسید و بنده اصلا باورم نشده بود (تا قبل از دیدن بازی) دلایل کافی و کاملی در مورد صحت این ادعا ها وجود داره
۱- سیاوش اکبرپور مهاجمی هستش با ویژگی های خاص. خیلی سرعتی و تکنیکی نیست ولی در بدترین روزش هم از یک سطح خاصی پایین تر نمیاد. موقعیت کم نصیبش میشه ولی وقتی نصیبش میشه یا گل میشه. یا میخوره به دیرک و یا با اختلاف کم به اوت میره. به جز اون. اکبرپور تا وقتی مجبور نباشه خودش ضربه نمیزنه و معمولا به مهاجم کناریش پاس میده. ولی توی این دیدار ۳ بار اکبرپور با اون چیزی که همیشه بود فرق داشت. پاس نداد و با خودخواهی شوت زد. از اون شوتهای دقیقش هم خبری نبود. ضربه هایی رو هم از دست داد که گل کردنش راحت تر بود. اونهم با فاصله چند کیلومتری از دروازه. این مدل ضربه زدن از سیاوش بعید بود و کاملا مشخص بود که از عمد به توپ ضربه نمیزنه
۲-آرش برهانی بازیکنی هستش تکنیکی و دریبل زن. سبک بازیش هم به این صورت هستش که یا از کناره خودشو به وسط محوطه جریمه میرسونه و خودشو در موقعیت گلزنی قرار میده و یا اگه نتونست از کنار پاس میده به وسط محوطه جریمه حریف. هیچ وقت از کناره ها شوت نمیزنه. ولی در این بازی ۲ بار سیاوش اکبرپور رو تو موقعیت میبینه ولی از کنار زمین توپ رو قل میده تو دستهای حقیقی
۳-بدنسازی استقلال توی ایران یکی از بهترین ها هستش. ما به جز بازیکنانی که مصدومیت کهنه داشتند و از قبل بدنشون ضعیف بود امسال مصدوم ندادیم. خیلی وقتها جلوی تکل های خشن حریف هم مصدوم ندادیم امکان نداره توی یه بازی ۳ تا مصدوم بدیم. اون هم ۳ بازیکن توی یک پست. جالبه فردوسی پور هم میگفت من ندیدم چه اتفاقی افتاد که مصدوم شد. جباری-جانواریو و مجیدی بدون هیچ برخورد جدی افتادن زمین و به خودشون پیچیدن و از زمین خارج شدند. به طوری که ما دقایق اخر بازی ۱۰ نفره بودیم. این مصدومیت ها خیلی تابلو ساختگی بود.
۴-علی علیزاده وارد زمین میشه. توپ داره خط عرضی زمین رو طی میکنه و کمی متمایل به دروازه استقلال هستش. توی اون منطقه فقط علیزاده و کریمی هستند. توپ میاد روی سر علیزاده. به راحتی میتونه هد بزنه. ولی خیلی تابلو سرشو میکشه کنار و دستشو میگیره جلوی توپ. جالبه به توپ ضربه نمیزنه که بگیم قصدش دفع توپ بوده. فقط توپ رو لمس میکنه و میندازه زمین. اونم در حالی که توپ خطری رو دروزاه نداره و پشت علیزاده هم بازیکنی نیست که بگیم از ترس صاحب توپ شدنش هند کرده. هند کاملا عمدی بوده. میتونید توی برنامه نود این صحنه رو به دقت تماشا کنید.
۵-وحید طالب لو سبک خاصی در مواجهه با ضربات پنالتی داره. حرکت پای بازیکن حریف رو میبینیه و شیرجه میزنه. امروز برای اولین بار دیدم که طالب لو قبل از ضربه شیرجه زد. اونهم به سبکی آماتورانه و خیلی تابلود. این صحنه رو هم به دقت نگاه کنید. کاملا مشخصه. قبل از پنالتی هم طالب لو میره و زارع رو بقل میکنه و درگوشش پچ پچ میکنه. کاملا مشخصه همه اینها سناریوی از پیش تعیین شده است.
۶- ژنرال کنار زمین دل تو دلش نیست. حتی وقتی گل میزنیم خوشحالی نمیکنه و یه ناراحتی و غم ته چهره اش هست. انگار خبر داره قراره حق تیم خورده بشه.
۷-بازی تموم میشه. هیچ کدوم از بازیکنان استقلال برخلاف تماشاگران شوک زده نیستند و انگار نه انگار بردشون با مساوی عوض شده. خیلی ریلکس با هم دست میدند. امیر هم خیلی عادی با وینگادا خوش و بش میکنه. انگار از قبل قرار بوده همین اتفاق بیفته.
-----------------------
این بازی هم تموم شد. ولی مثل بازی رفت. نه علیزاده مقصر هستش. نه طالب لو. نه اکبرپور. نه برهانی. نه مجیدی. نه جباری و نه جان واریو. اینها از جای دیگری دستور گرفته اند و چاره ای جز نبردن پرسپولیس ندارند.

با سلام خدمت شما و دوست ارجمندمان جناب امیرحسین طالبیان. ----------
جا داره همین جا بابت مطلب زیبا و قشنگی که ایشون نوشتند تشکر کنم و بدون اغراق
بگم که زیبا و کم نقص نوشته شد. به طوری که من برای موشکافی کردن این متن مجبور
شدم بسیار ریزبینانه این مطلب رو بخونم.
ایشون اگر مطالعه شون رو بیشتر کنند قطعا در اینده میتونند نویسنده خوبی بشند
-----------------------------------------------------------------------------------------------
قسمت هایی که از نظر حقیر جای بهتر شدن داشت رو جداگانه مورد بررسی قرار دادم.
هر دوی این موارد توسط سرمربی جوان و بی ادّعایی انجام گرفت.
اینجا یک ایراد دستوری وجود دارد. وقتی شما جلوی یک صفت از حرف ربط ی اضافه استفاده میکنید. باید با حرف ربط که کامل بشه. و یا به کل از حرف ربط مضاف استفاده نکنید.
پس یکی از دو مورد زیر خواهد بود:
هر دوی این موارد توسط سرمربی جوان و بی ادّعایی انجام گرفت که هواداران استقلال به او لقب ژنرال داده بودند
هر دوی این موارد توسط سرمربی جوان و بی ادّعای (ما-استقلال- تیم ما) انجام گرفت
------------------------
حال در این فصل هم با قبولی سرمربیگری استقلال ((البته از جام حذفی فصل پیش)) تیمش را پس از قهرمانی جام حذفی به عنوان مدعی اصلی قهرمانی لیگ برتر معرفی کرده و ضمن به جاگذاشتن رکوردهای جالبی چون بهترین خط حمله و ... ، تیمهای بزرگی را همچون سپاهان و پرسپولیس در برابر دانش فنی خود به زانو درآورده است
۱- معمولا پرانتز در داخل یک سطر برای مواردی به کار میرود که مطلبی غنی تر و پربار تر از خود متن وجود داشته باشد و نبودش باعث نقص مطلب گردد. چون مخاطب حساسیت بیشتری نسبت به مطلب داخل پرانتز نشان میدهد. بنابراین هرچیزی را نمیتوان داخل پرانتز آورد. به نظر من هم این مورد خیلی ضرورت نداشت
۲- واژه قبول به معنی پذیرفتن میباشد. ولی لفظ قبولی بیشتر معنای مورد پذیرش واقع شدن را میدهد. بنابر این اینجا یک ی اضافه وارد شده است که جمله را از ریخت می اندازد.
۳- حرف را باید همواره پس از مفعول وارد شود. در غیر اینصورت غلط است.
پس به جای جمله :
تیمهای بزرگی را همچون سپاهان و پرسپولیس در برابر دانش فنی خود به زانو درآورده است
اینطور باید نوشت
تیمهای بزرگی همچون سپاهان و پرسپولیس را در برابر دانش فنی خود به زانو درآورده است
دوستان عزیز تر از جانم.
هرچند که این بازی احتیاج به پیش بینی نداره. ولی شما لطف کنید و نظرتون رو در مورد نتیجه بازی بنویسید.
یادتون هم نره که امتیازات این بازی دوبرابر محسوب میشه.

دوستان مدتی بود به خاطر تراکم مطلب توی ستون دست نوشته های یک همراه، علیرغم میل باطنیمون مجبور شدیم موقتا از پذیرش مطالب زیبا و جذاب شما محروم باشیم. الآن پس از گذشت چند روز مطالب شما توی سایت قرار داده شد و درحال حاضر فقط یک مطلب توی نوبت وجود داره و به خاطر همین، حقیر مجددا پذیرش مطالب رو فعال کردم. پس شما از این لحظه میتونید مطالب قشنگتون رو برای ما بفرستید تا به اسم خودتون توی ستون مخصوص خودتون قرار بگیره. و گذشته از اون به خاطر نزدیکی به دربی. از الآن شروع به مطالب زیبای شما برای دربی خواهیم کرد و چون احتمال میدیم استقبال شما در این ایام زیاد باشه، در صورت نیاز مطالب شما رو در صفحه اصلی این سایت قرار میدیم، البته اینکار موقتا و تا یک هفته بعد از دربی ادامه خواهد داشت. پس شروع کنید به نوشتن در مورد دربی و مارو از نقطه نظرات ارزشمندتون بهره مند کنید. با تشکر













